Translation of "rise" into Persian

برخاستن, خیزش, طلوع are the top translations of "rise" into Persian.

rise verb noun grammar

The action of moving upwards. [..]

+ Add

English-Persian dictionary

  • برخاستن

    verb

    To move upwards

    This is exactly the time where we see the rise of the West.

    اين دقيقاً زمانيه که ما برخاستن غرب رو مشاهده ميکنيم.

  • خیزش

    action of moving upwards

    An empire topple by its enemies can rise again.

    فرمانروایی که توسط دشمناش سرنگون شده میتونه دوباره خیزش کنه

  • طلوع

    noun

    And the thirst is going to take over by the time the sun rises tomorrow.

    با گذشت زمان تشنگي بهش مسلط ميشه تا فردا که خورشيد طلوع کنه.

  • Less frequent translations

    • افزایش
    • فراز
    • برخیزیدن
    • خاستن
    • افزودن
    • رستاخیز شدن
    • صعود
    • قيام
    • ترقی
    • بالا رفتن
    • تپه
    • سرچشمه
    • ترفیع
    • شروع
    • ارتقا
    • برجستگی
    • فرازی
    • عروج
    • رونق
    • دمیدن
    • آغاز
    • برآمدن
    • ازدیاد
    • خیزیدن
    • صاعد
    • فرازیدن
    • پرندک
    • کتل
    • گریوه
    • انگیختن
    • بالارفتن
    • ایستادن
    • (از خواب یا بستر) برخاستن
    • (از عالم مردگان) بازآمدن
    • (به ویژه پله و پلکان و ساختمان) بلند
    • (جلسه ی رسمی) پایان دادن
    • (خمیر و غیره) ورآمدن 7
    • (خودمانی) پرخاش
    • (رتبه و مقام و غیره) ارج یافتن
    • (روحیه و غیره) بهتر شدن
    • (رود و دریا و غیره) طغیان کردن
    • (رود و دریاچه و غیره) طغیان
    • (زبان شناسی) خیز
    • (زمین) بلندی
    • (صدا) بلند شدن یا کردن 0
    • (قیمت و رتبه و گرما و غیره) افزایش
    • (ماه و خورشید و غیره) طلوع 3
    • ارتفاع پله
    • ارتقا یافتن
    • ارج یابی
    • افزایش یافتن
    • بالا آمدن
    • بالا آمدن 0
    • بالا آمدن 9
    • بالا روی
    • بالا گرفتن
    • بلند شدن
    • بلند(تر) بودن 2
    • بنیان گیری
    • به سطح آب آمدن (مثلا زیردریایی یا ماهی) 4
    • به سوی بالا شیب داشتن
    • به شور آمدن
    • به نظر آمدن
    • به هیجان آمدن
    • به پاخاستن
    • به چشم خوردن
    • تحریک شدن
    • ترفیع گرفتن
    • تعالی 4
    • تلافی خصمانه 5
    • تمرد کردن
    • جواب تند
    • خاتمه دادن یا یافتن
    • ختم شدن یا کردن
    • در دست ساخت بودن 2
    • رخ دادن
    • رستاخیز کردن
    • روی دادن
    • زیاد شدن 5
    • ساخته شدن
    • سخت شدن
    • سر برافراشتن
    • سر به آسمان کشیدن
    • سربالا رفتن 3
    • سربالایی 7
    • سرچشمه گرفتن 8
    • سیخ شدن 1
    • شدید شدن یا کردن 1
    • شق شدن
    • شورش کردن
    • صعود کردن
    • صعود کننده
    • طلوع کردن
    • فرازش 2
    • فرازی 8
    • فزونی 1
    • قوی تر شدن 6
    • قیام کردن
    • مرتفع شدن
    • موفق بودن
    • ناشی شدن از
    • پا شدن
    • پدیدار شدن 0
    • پشته 6
    • پیدایش 3
    • پیش آمدن 9
  • Show algorithmically generated translations

Automatic translations of "rise" into Persian

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

Images with "rise"

Phrases similar to "rise" with translations into Persian

Add

Translations of "rise" into Persian in sentences, translation memory