Translation of "rising" into Persian
طلوع, قیام, شورش are the top translations of "rising" into Persian.
Present participle of rise. [..]
-
طلوع
nounAnd the thirst is going to take over by the time the sun rises tomorrow.
با گذشت زمان تشنگي بهش مسلط ميشه تا فردا که خورشيد طلوع کنه.
-
قیام
nounWe must rise for Enos, for your families, for your futures!
باید بخاطره انوش قیام کنیم! بخاطره خانواده هامون ، بخاطره آینده مون!
-
شورش
nounYes, Pavel, the peasant will lay the land bare for himself when he rises to his feet.
بله، پاول حق داری دهقان ما روزی که شورش کنه زمین را عریان خواهد ساخت.
-
Less frequent translations
- طالع
- بلندی
- طغیان
- انقلاب
- خیزنده
- خیزگر
- صاعد
- سربالا
- دمل
- برجستگی
- سرکشی
- (عامیانه) نزدیک به
- (محلی) کورک
- (نجوم) رجوع شود به ascendant
- بالا رونده
- بالغ شونده
- در حال رشد
- رجوع شود به rise
-
Show algorithmically generated translations
Automatic translations of "rising" into Persian
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
Translations with alternative spelling
"Rising" in English - Persian dictionary
Currently, we have no translations for Rising in the dictionary, maybe you can add one? Make sure to check automatic translation, translation memory or indirect translations.
Images with "rising"
Phrases similar to "rising" with translations into Persian
-
مجتمع مسکونی
-
سرزمین آفتاب تابان
-
(از خواب یا بستر) برخاستن · (از عالم مردگان) بازآمدن · (خودمانی) پرخاش · (زبان شناسی) خیز · (زمین) بلندی · (صدا) بلند شدن یا کردن 0 · (ماه و خورشید و غیره) طلوع 3 · آغاز · ارتفاع پله · ارتقا · ارتقا یافتن · ارج یابی · ازدیاد · افزایش یافتن · انگیختن · ایستادن · بالا آمدن 0 · بالا آمدن 9 · بالا رفتن · بالا روی · بالارفتن · برآمدن · برجستگی · برخاستن · بلند شدن · بلند(تر) بودن 2 · بنیان گیری · به سطح آب آمدن (مثلا زیردریایی یا ماهی) 4 · به شور آمدن · به نظر آمدن · به هیجان آمدن · به پاخاستن · به چشم خوردن · تحریک شدن · ترفیع · ترفیع گرفتن · ترقی · تعالی 4 · تلافی خصمانه 5 · تپه · جواب تند · خاستن · ختم شدن یا کردن · خیزیدن · در دست ساخت بودن 2 · دمیدن · رخ دادن · رستاخیز کردن · رونق · روی دادن · زیاد شدن 5 · ساخته شدن · سخت شدن · سر برافراشتن · سر به آسمان کشیدن · سربالا رفتن 3 · سربالایی 7 · سرچشمه · سرچشمه گرفتن 8 · سیخ شدن 1 · شدید شدن یا کردن 1 · شروع · شق شدن · شورش کردن · صعود · صعود کردن · طلوع · طلوع کردن · فراز · فرازش 2 · فرازی 8 · فرازیدن · فزونی 1 · قوی تر شدن 6 · قيام · قیام کردن · مرتفع شدن · موفق بودن · ناشی شدن از · پا شدن · پدیدار شدن 0 · پرندک · پشته 6 · پیدایش 3 · پیش آمدن 9 · کتل · گریوه
-
خیز قارهای
-
بلکواتر: ظهور قدرتمندرین ارتش اجیر جهان
-
نیم خیز، نیم خاسته، نیمه خاست