Translation of "roast" into Persian
کباب کردن, برشتن, بریانی are the top translations of "roast" into Persian.
roast
adjective
verb
noun
grammar
(transitive) To cook food by heating in an oven or over fire without covering, resulting in a crisp, possibly even slightly charred appearance to the food. [..]
-
کباب کردن
verbto cook food by heating in an oven or fire
Tom himself was sitting by the fire and roasting a rabbit.
تام کنار آتش نشسته بود و مشغول کباب کردن خرگوش بود.
-
برشتن
verbto cook food by heating in an oven or fire
-
بریانی
-
Less frequent translations
- (امریکا - عامیانه) انتقاد شدید
- (بدون قرار دادن در آب) پختن
- (زیر آفتاب خود را) سرخ کردن
- (شدیدا) انتقاد کردن
- (فلز گدازی) تشویه کردن
- (مثلا کنار بخاری یا آتش) خود را گرم کردن
- (مهمانی به افتخار کسی که ضمنا مورد تمسخر و طنز دوستانه هم قرار می گیرد) خندستان
- (هرچیز کباب یا برشته شده به ویژه گوشت) کباب
- برشته شدن
- برشته کردن
- بریان کردن
- بو دادن
- تف دادن
- حمام آفتاب گرفتن
- خندستان تشکیل دادن
- داغ بودن یا شدن
- در معرض حرارت زیاد قرار دادن
- عمل کباب یا برشته کردن 0
- فحاشی کردن به
- مرز گذاشتن
- مرغ کبابی
- پیک نیک (که در آن گوشت کباب می شود) 1
- کباب کردن یا شدن
- گرم بودن یا شدن
- گوشت راسته
- گوشت کبابی
-
Show algorithmically generated translations
Automatic translations of "roast" into Persian
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
Translations with alternative spelling
Roast
+
Add translation
Add
"Roast" in English - Persian dictionary
Currently, we have no translations for Roast in the dictionary, maybe you can add one? Make sure to check automatic translation, translation memory or indirect translations.
Images with "roast"
Phrases similar to "roast" with translations into Persian
-
(خوراک پردازی) گوشت دنده ی کباب کرده (که به صورت تاج در سینی قرار می دهند)
-
لخته گوشت (معمولا گوشت گاو) که اول کمی سرخ می کنند و سپس در کمی آب می پزند
-
برشتهسازی · دماخشكاني · فرپزی و شعلهپزی
-
برشتهسازی · دماخشكاني · فرپزی و شعلهپزی
Add example
Add