Translation of "rudeness" into Persian

گستاخی, خشونت, بیادبی are the top translations of "rudeness" into Persian.

rudeness noun grammar

Property of being rude. [..]

+ Add

English-Persian dictionary

  • گستاخی

    I was rendered speechless by his rudeness.

    به خاطر گستاخی او، زبانم بند آمد.

  • خشونت

    noun

    I like rudeness a great deal better than flattery.

    من خشونت را خیلی بیشتر از تملق دوست دارم.

  • بیادبی

    display of disrespect by not complying with the social norms or etiquette of a group or culture

    Please forgive my rudeness, and come and dance with me.'

    خواهش میکنم بیادبی مرا ببخش و بیا یک بستنی با من بخور .

  • Less frequent translations

    • درشتی
    • خامی
    • بدویت
    • بربریت
    • توحش
    • ناپختگی
    • وحشیگری
    • تندی
    • بی ادبی
    • بی تربیتی
  • Show algorithmically generated translations

Automatic translations of "rudeness" into Persian

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

Phrases similar to "rudeness" with translations into Persian

  • (صدا یا موسیقی) گوشخراش · (نیرو و بنیه و غیره) زورمند · آغازین · ابتدایی · با بی دقتی · بد آوا · بد ساخت · بد شکل · بد صدا · بدوی · بی ادب · بی ادبانه · بی تربیت · بی تمدن · بی دقتانه · بی شرم · بی شرمانه · بی معرفت · تخمینی · توسن · تکان دهنده · جاهل · خام · خام دستانه، زمخت · خشن · خشونت آمیز · خوش بنیه · ددسان · ددمنش · دردناک · زبر و زمخت · زمخت · زننده · سالم · ستبر 0 · ستهم · شدید · عقب افتاده · غیردقیق · قوی · ناآموخته · نارام · ناهنجار · نتراشیده نخراشیده · نسنجیده · وابسته به انسان های آغازین · وحشی · وقاحت آمیز · وقیح · پررو · کم سنجیده · گستاخ · گستاخانه
  • از روی بی تربیتی · بطور خشونت میز · جسورانه · وحشیانه · گستاخانه
  • (صدا یا موسیقی) گوشخراش · (نیرو و بنیه و غیره) زورمند · آغازین · ابتدایی · با بی دقتی · بد آوا · بد ساخت · بد شکل · بد صدا · بدوی · بی ادب · بی ادبانه · بی تربیت · بی تمدن · بی دقتانه · بی شرم · بی شرمانه · بی معرفت · تخمینی · توسن · تکان دهنده · جاهل · خام · خام دستانه، زمخت · خشن · خشونت آمیز · خوش بنیه · ددسان · ددمنش · دردناک · زبر و زمخت · زمخت · زننده · سالم · ستبر 0 · ستهم · شدید · عقب افتاده · غیردقیق · قوی · ناآموخته · نارام · ناهنجار · نتراشیده نخراشیده · نسنجیده · وابسته به انسان های آغازین · وحشی · وقاحت آمیز · وقیح · پررو · کم سنجیده · گستاخ · گستاخانه
  • (صدا یا موسیقی) گوشخراش · (نیرو و بنیه و غیره) زورمند · آغازین · ابتدایی · با بی دقتی · بد آوا · بد ساخت · بد شکل · بد صدا · بدوی · بی ادب · بی ادبانه · بی تربیت · بی تمدن · بی دقتانه · بی شرم · بی شرمانه · بی معرفت · تخمینی · توسن · تکان دهنده · جاهل · خام · خام دستانه، زمخت · خشن · خشونت آمیز · خوش بنیه · ددسان · ددمنش · دردناک · زبر و زمخت · زمخت · زننده · سالم · ستبر 0 · ستهم · شدید · عقب افتاده · غیردقیق · قوی · ناآموخته · نارام · ناهنجار · نتراشیده نخراشیده · نسنجیده · وابسته به انسان های آغازین · وحشی · وقاحت آمیز · وقیح · پررو · کم سنجیده · گستاخ · گستاخانه
  • (صدا یا موسیقی) گوشخراش · (نیرو و بنیه و غیره) زورمند · آغازین · ابتدایی · با بی دقتی · بد آوا · بد ساخت · بد شکل · بد صدا · بدوی · بی ادب · بی ادبانه · بی تربیت · بی تمدن · بی دقتانه · بی شرم · بی شرمانه · بی معرفت · تخمینی · توسن · تکان دهنده · جاهل · خام · خام دستانه، زمخت · خشن · خشونت آمیز · خوش بنیه · ددسان · ددمنش · دردناک · زبر و زمخت · زمخت · زننده · سالم · ستبر 0 · ستهم · شدید · عقب افتاده · غیردقیق · قوی · ناآموخته · نارام · ناهنجار · نتراشیده نخراشیده · نسنجیده · وابسته به انسان های آغازین · وحشی · وقاحت آمیز · وقیح · پررو · کم سنجیده · گستاخ · گستاخانه
Add

Translations of "rudeness" into Persian in sentences, translation memory