Translation of "sanguineness" into Persian

امیدواری, دلگرمی, توقع are the top translations of "sanguineness" into Persian.

sanguineness noun grammar

The property of being sanguine. [..]

+ Add

English-Persian dictionary

  • امیدواری

  • دلگرمی

  • توقع

  • Less frequent translations

    • خوش بینی
    • قرابت نسبی
    • هم خونی
  • Show algorithmically generated translations

Automatic translations of "sanguineness" into Persian

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

Phrases similar to "sanguineness" with translations into Persian

  • (به ویژه رنگ چهره) سرخ فام · (علوم قرون وسطی) دموی · (نادر) رجوع شود به sanguinary · امیدوار · خوشبین · خونی · سرخ · سرخ و سفید · سرخ چرده · شادوخرم · قرمز رنگ · مزاج دموی (در برابر:مزاج صفراوی bilious و مزاج سودایی یا مالیخولیایی melancholy و مزاج بلغمی phlegmatic و این چهار مزاج با چهار آخشیج : آب وآتش و خاک و هوا رابطه ی مستقیم داشتند) · گل انداخته
  • بی رحمانه · خون رنگ · خونی · دموی · دموی مزاج · سرخ · سرخ فام · وابسته به خونریزی و کشتار · وابسته به یا دارای خون
  • برنگ خون · دموی بودن · قرابت نسبی · هم خونی
  • از روی خوش بینی · از روی دلگرمی · با امیدواری · خوش بینانه
  • (به ویژه رنگ چهره) سرخ فام · (علوم قرون وسطی) دموی · (نادر) رجوع شود به sanguinary · امیدوار · خوشبین · خونی · سرخ · سرخ و سفید · سرخ چرده · شادوخرم · قرمز رنگ · مزاج دموی (در برابر:مزاج صفراوی bilious و مزاج سودایی یا مالیخولیایی melancholy و مزاج بلغمی phlegmatic و این چهار مزاج با چهار آخشیج : آب وآتش و خاک و هوا رابطه ی مستقیم داشتند) · گل انداخته
Add

Translations of "sanguineness" into Persian in sentences, translation memory