Translation of "scours" into Persian

اسهال نوزاد جانوران, اختلالات گوارشی, انسداد روده are the top translations of "scours" into Persian. Sample translated sentence: 18 Similarly, in modern times, Jehovah’s Witnesses scour the earth in search of those who yearn to know and serve God. ↔ ۱۸ امروزه نیز شاهدان یَهُوَه در تمام دنیا در پی یافتن کسانی هستند که در حسرت شناخت و خدمت به آفریدگار خویشند.

scours noun verb grammar

(veterinary) diarrhea in horses and cattle caused by intestinal infection. [..]

+ Add

English-Persian dictionary

  • اسهال نوزاد جانوران

  • اختلالات گوارشی

  • انسداد روده

  • Less frequent translations

    • بداشتهایی
    • دُشگواري
    • فزونی ترشح کلریدریک اسید
    • ناگوارش
    • يبوست
  • Show algorithmically generated translations

Automatic translations of "scours" into Persian

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

Phrases similar to "scours" with translations into Persian

  • (چرک و کثافت یا هر چیز که در اثر ساییدن و شستشو به جا مانده باشد) کثافت
  • رجوع شود به horsetail
  • (با آب پرفشار) شستن · (با ساییدن) پاک شدن · (با مالیدن چیزی زبر یا صابون) پاک کردن · (در بدر) دنبال چیزی یا کسی گشتن · (معمولا با: off) با خود بردن · (معمولا جمع با فعل مفرد) اسهال دام ها · (گندم و غیره) بوجاری کردن · آبکنده شده · با شتاب رفتن · براق کردن · زداییدن · زدودن · سائیدن · ساباندن · شتافتن · شستشو (همراه با سایش) · شستن · فرسایش ایجاد کردن · فرسایش یافته · مزاج را پاک کردن · مسهل خوردن · همه جا را زیر پا گذاشتن · همه جا را گشتن · پشم خام را شستن
  • مالش · پشم شویی
Add

Translations of "scours" into Persian in sentences, translation memory

18 Similarly, in modern times, Jehovah’s Witnesses scour the earth in search of those who yearn to know and serve God.
۱۸ امروزه نیز شاهدان یَهُوَه در تمام دنیا در پی یافتن کسانی هستند که در حسرت شناخت و خدمت به آفریدگار خویشند.
Each storm scours the atmosphere, washing out dust, soot, trace chemicals, and depositing them on the snow pack year after year, millennia after millennia, creating a kind of periodic table of elements that at this point is more than 11,000 feet thick.
هر طوفان، جوّ زمین را زیر و رو می کند، غبار ، دوده ، و ذرات شیمیایی را شسته غبار ، دوده ، و ذرات شیمیایی را شسته و آنها را روی تودۀ برفها بجای می گذارد سال در پی سال هزاره پس از هزاره، و نوعی از جدول تناوبی عناصر را ایجاد می کند که در حال حاضر بیش از 11.000 فوت ضخامت دارد. که در حال حاضر بیش از 11.000 فوت ضخامت دارد.
When woven, worsteds were scoured but not fulled.
ولی آژیر بینتیجه ماند، چون مأموران آتشنشانی حمام رفته بودند و کسی حاضر نشد.
He'd sneak out every night and scour the depths of the lake.
اون هر شب مي اومد بيرون و در عمق رودخونه به گشتن ادامه ميداد.
I had a remote access trojan scouring the Internet for Edward Rasmus.
یه تروجان توی اینترنت فرستادم که " ادوارد راسموس " رو ردیابی کنه