Translation of "scraps" into Persian

اشغال, زباله are the top translations of "scraps" into Persian.

scraps verb noun

Plural form of scrap, left over pieces. [..]

+ Add

English-Persian dictionary

  • اشغال

    noun
  • زباله

    noun

    sometimes used to read to the others in the evenings from scraps of newspaper which she found on the rubbish heap.

    گه گاهی تکه روزنامههای باطله را که از زبالهها پیدا میکرد شبانگاهان برای دیگران میخواند.

  • Show algorithmically generated translations

Automatic translations of "scraps" into Persian

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

Translations with alternative spelling

Scraps
+ Add

"Scraps" in English - Persian dictionary

Currently, we have no translations for Scraps in the dictionary, maybe you can add one? Make sure to check automatic translation, translation memory or indirect translations.

Phrases similar to "scraps" with translations into Persian

  • (جمع - تفاله ی پیه و غیره که در ماهیتابه باقی مانده است) جزغاله پیه · (جمع - خوراک) پس مانده · (عامیانه) · (فلز یا ماشین آلات) قراضه · اسقاط · اوراق · اوراق کردن · بخشی از یک نوشتار · به دورانداختن · به هم زدن · تکه · جدال کردن · حرب · خرده · خلاصه · دعوا · دعوا کردن · دعوی کردن · دنبه ی جزغاله · دور انداختن · رگه · ریزه · زباله · سقوط · شب مانده · ضایعات · قطعه · مرافعه · مرافعه کردن · نبرد · نزاع کردن · نقطه · پاره · پیکار · کنار گذاشتن · کوته نوشت
  • آهن قراضه · آهن پاره · پاره آهن
  • ضایعات فروشی
  • (جمع - تفاله ی پیه و غیره که در ماهیتابه باقی مانده است) جزغاله پیه · (جمع - خوراک) پس مانده · (عامیانه) · (فلز یا ماشین آلات) قراضه · اسقاط · اوراق · اوراق کردن · بخشی از یک نوشتار · به دورانداختن · به هم زدن · تکه · جدال کردن · حرب · خرده · خلاصه · دعوا · دعوا کردن · دعوی کردن · دنبه ی جزغاله · دور انداختن · رگه · ریزه · زباله · سقوط · شب مانده · ضایعات · قطعه · مرافعه · مرافعه کردن · نبرد · نزاع کردن · نقطه · پاره · پیکار · کنار گذاشتن · کوته نوشت
  • (جمع - تفاله ی پیه و غیره که در ماهیتابه باقی مانده است) جزغاله پیه · (جمع - خوراک) پس مانده · (عامیانه) · (فلز یا ماشین آلات) قراضه · اسقاط · اوراق · اوراق کردن · بخشی از یک نوشتار · به دورانداختن · به هم زدن · تکه · جدال کردن · حرب · خرده · خلاصه · دعوا · دعوا کردن · دعوی کردن · دنبه ی جزغاله · دور انداختن · رگه · ریزه · زباله · سقوط · شب مانده · ضایعات · قطعه · مرافعه · مرافعه کردن · نبرد · نزاع کردن · نقطه · پاره · پیکار · کنار گذاشتن · کوته نوشت
  • (جمع - تفاله ی پیه و غیره که در ماهیتابه باقی مانده است) جزغاله پیه · (جمع - خوراک) پس مانده · (عامیانه) · (فلز یا ماشین آلات) قراضه · اسقاط · اوراق · اوراق کردن · بخشی از یک نوشتار · به دورانداختن · به هم زدن · تکه · جدال کردن · حرب · خرده · خلاصه · دعوا · دعوا کردن · دعوی کردن · دنبه ی جزغاله · دور انداختن · رگه · ریزه · زباله · سقوط · شب مانده · ضایعات · قطعه · مرافعه · مرافعه کردن · نبرد · نزاع کردن · نقطه · پاره · پیکار · کنار گذاشتن · کوته نوشت
Add

Translations of "scraps" into Persian in sentences, translation memory