Translation of "shaded" into Persian

حباب دار, سایه دار, سایه زده are the top translations of "shaded" into Persian.

shaded adjective verb grammar

Being in the shade, not in direct light. [..]

+ Add

English-Persian dictionary

  • حباب دار

  • سایه دار

    And after a few years, you can remove some of those shade trees.

    پس از چند سال میتوانید اون درختان سایه دار را بردارید.

  • سایه زده

  • پوشیده

  • Show algorithmically generated translations

Automatic translations of "shaded" into Persian

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

Phrases similar to "shaded" with translations into Persian

  • (ادبی) روح · (از نور یا حرارت) حفظ کردن · (به ویژه اطراف چشم را) سیاه کردن · (جمع - خودمانی)عینک آفتابی (بیشتر: sunglasses) 2 · (قدیمی) رجوع شود به shadow · (قیمت و غیره) کمی کاستن 8 · (معمولا جمع) جای دنج · (نقاشی و عکس و غیره) سایه (روشن) · آباژور · اندک · به تدریج تبدیل شدن یا عوض شدن · تار کردن 6 · تاریک کردن · تاریکی · تخیل · تغییر بسیار کم دادن · تفاوت جزئی · تیرگی · حصیر پنجره 1 · خفیف · خلوتگاه · دگرسانی کم · ذره · رجوع شود به lampshade 0 · رنگ · روح · زیرکی · سايه · سایبان · سایه · سایه انداختن یا افکندن 4 · سایه دار کردن · سایه رنگ · سایه روشن · سایه روشن کردن · سیاهی · شبح · فام · مظله 3 · میزان تیرگی رنگ · نی نی · وسمه کشیدن · پنجره پوش (window shade هم می گویند) · پنهان کردن · پوشاندن 5 · کرکره · کم · کمی حرکت دادن 7 · گونا · یک ذره عوض کردن یا جابجا کردن
  • تحمل سايه
  • پنهان کردن
  • نورتاب
  • درختان سايهاي · گیاهان سایهساز
  • عینک آفتابی
  • سسک بیشه سایه
  • سايه مصنوعي · سایهسازی
Add

Translations of "shaded" into Persian in sentences, translation memory