Translation of "sinful" into Persian
گناهکار, گناهكار, گناهکارانه are the top translations of "sinful" into Persian.
sinful
adjective
grammar
Constituting a sin; being morally or religiously wrong; wicked; evil. [..]
-
گناهکار
adjectiveFor sinful as he is, Jonah does not weep and wail for direct deliverance.
چون یونس که میداند گناهکار است برای رهایی و رستگاری مستقیم استغاثه و انابه نمیکند.
-
گناهكار
the sin that you didn't love anything!
گناهكار باشي چون عاشق چيزي نيستي!
-
گناهکارانه
13 Even after this, of course, sinful traits will show themselves.
۱۳ البته متعاقب تعمید نیز خصلتهای گناهکارانه در ما نمایان میشود.
-
Less frequent translations
- خطاکار
- غیراخلاقی
- تبهکار
- عاصی
- بزهکار
- خبیث
- بدجنس
- عیب
- (مجازی) گناه
- معصیت دار
- گناه آمیز
- گناهکار (از نظر مذهبی)
-
Show algorithmically generated translations
Automatic translations of "sinful" into Persian
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
Phrases similar to "sinful" with translations into Persian
-
خطا کاری · معصیت · گناهکاری
-
هفت گناه کبیره · گناهان کبیره (که عبارتند از: غرور و آز و شهوت و خشم و پرخوری و رشک و تنبلی)
-
گناه کبیره
-
گناه کبیره
-
سینایترو توموناگا
-
به اصطلاح گناهان کبیره
-
(مسیحیت) گناه بالفعل یا دانسته (در مقابل گناهان فطری و اولیه) · گناه عمدی · گناه فردی
-
(بیست و یکمین حرف الفبای عبری) سین · (مجازی یا به شوخی) خطا · اشتباه · بزه · تقصیر · خطا · معصیت · معصیت کردن · گناه · گناه ورزیدن · گناه کردن
Add example
Add