Translation of "skim" into Persian

رویه پیدا کردن, کف گیری، به طور سطحی خواندن, کف are the top translations of "skim" into Persian.

skim adjective verb noun grammar

(transitive) To throw an object so it bounces on water ( skimming stones ). [..]

+ Add

English-Persian dictionary

  • رویه پیدا کردن

  • کف گیری، به طور سطحی خواندن

  • کف

    noun

    Maybe because he's skimming off the laundered money.

    شايد بخاطر اينکه از پولي که به " مکريس " ميرسه ، داره چيزي کف ميره

  • Less frequent translations

    • روخوانی کردن
    • سریدن
    • لغزاندن
    • مرورکردن
    • (آبگونه ها به ویژه شیر) رو گرفتن از
    • (امریکا - خودمانی) در پرداخت مالیات تقلب کردن
    • (بخشی از مبالغ قابل مالیات را) از قلم انداختن
    • (روی آب یا سطح یا در هوا)لغزیدن
    • (سنگ و غیره را بر سطح آب و غیره پراندن به طوری که بلغزد یا جهش کند) سراندن
    • (کتاب و غیره) به سرعت خواندن
    • با لایه ی نازک پوشاندن
    • برانداز کردن
    • بی چربی
    • در ارتفاع کم پرواز کردن
    • رویه بستن
    • رویه گرفتن
    • سرباره را گرفتن
    • سرباره پیدا کردن
    • سرسری خواندن
    • سرشیر گرفتن
    • سرشیر گرفته
    • صافی کردن
    • نگاه اجمالی انداختن
    • وابسته به لایه ی آخر رنگ (در رنگ زنی مبل و غیره)
    • ورق زدن
    • چربی گرفتن
    • چربی گرفته
  • Show algorithmically generated translations

Automatic translations of "skim" into Persian

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

Phrases similar to "skim" with translations into Persian

  • دوشاب · شير بيچربيشده · شیر بی چربی (skimmed milk هم می گویند) · شیر بیچربی
  • شیر خشک بیچربی · پودر شير بيچربي
  • شیر خشک بیچربی · پودر شير بيچربي
  • اصلاح · خامهگیری · روخوانی · سرشیرگیری · علف چری · هر چیزی (مانند کف یا سرشیر و غیره) که از روی آبگونه گرفته شود · چرا
  • شير بيچربيشده · شیر بیچربی · شیر خشک بدون چربی
  • اصلاح · خامهگیری · روخوانی · سرشیرگیری · علف چری · هر چیزی (مانند کف یا سرشیر و غیره) که از روی آبگونه گرفته شود · چرا
  • اصلاح · خامهگیری · روخوانی · سرشیرگیری · علف چری · هر چیزی (مانند کف یا سرشیر و غیره) که از روی آبگونه گرفته شود · چرا
Add

Translations of "skim" into Persian in sentences, translation memory