Translation of "slapping" into Persian

زدن, سیلی, ضربت are the top translations of "slapping" into Persian.

slapping adjective noun verb grammar

Present participle of slap. [..]

+ Add

English-Persian dictionary

  • زدن

    verb

    Maybe you got slapped around one too many times for lunch money on your way to the bus.

    شايدخيلي وقتا تو سرت زدن براي پول ناهار يا تو اتوبوس

  • سیلی

    noun

    In the heat of the moment, Tom slapped Mary.

    در آن بلبشور، تام به ماری سیلی زد.

  • ضربت

    noun
  • Show algorithmically generated translations

Automatic translations of "slapping" into Persian

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

Phrases similar to "slapping" with translations into Persian

  • مزید بر علت
  • (با چیز مسطح به ویژه کف دست) زدن · (صدای) درق · (عامیانه) مستقیم · با بی دقتی انجام دادن · تلپی انداختن یا قرار دادن · تودهنی · توهین · زدن · سیلی · سیلی زدن · شرق · شلپ · شپلق · صاف · صدای سیلی · ضربت · لت زدن · مستقیما · مهم · پرت کردن · چک زدن · کتک · کشیده زدن · یکسر
  • (هاکی) ضربه ی شدید به گوی
  • سیلی
  • (خودمانی) · (در اثر ضربه به سر) گیج · احمق · لوس · مات
  • (انگلیس - خودمانی) · خوش تیپ · خوش لباس · درجه یک · شیک · شیک پوش · عالی · مجلل · هلویی
  • (انگلیس - عامیانه) · با شدت و خشونت · رجوع شود به slapdash · غفلتا
  • (با چیز مسطح به ویژه کف دست) زدن · (صدای) درق · (عامیانه) مستقیم · با بی دقتی انجام دادن · تلپی انداختن یا قرار دادن · تودهنی · توهین · زدن · سیلی · سیلی زدن · شرق · شلپ · شپلق · صاف · صدای سیلی · ضربت · لت زدن · مستقیما · مهم · پرت کردن · چک زدن · کتک · کشیده زدن · یکسر
Add

Translations of "slapping" into Persian in sentences, translation memory