Translation of "slash" into Persian
بریدگی, برش, تازیانه زدن are the top translations of "slash" into Persian.
slash
verb
noun
adverb
conjunction
grammar
To cut across something with a blade such as knife, sword, scythe etc. [..]
-
بریدگی
noun -
برش
nounBut instead, grain slashed by the blades of roads.
بجای این همه، گندمزارهایی که از گذر جادهها برش یافته است.
-
تازیانه زدن
verb
-
Less frequent translations
- خط مورب
- پسماند درخت
- چاک
- خرد کردن، شَرحه کردن، شَرحه شَرحه
- کجخط
- شکاف
- شکافتن
- (با ایراد ضربه نه با مالیدن) بریدن
- (به شدت) مورد انتقاد قرار دادن
- (به شدت) کاستن
- (جامه را به ویژه برای آشکار ساختن آسترملون) چاک دار کردن
- (جنگل) درختان افتاده
- (در جنگل) محل باز (که درختان آن را بریده اند) 2
- (درخت یا بته ها را) بریدن
- (سخت) شلاق زدن
- (چاقو یا شمشیر) ضربه
- دارای بریدگی کردن
- رجوع شود به virgule 0
- زخم زدن
- زمین گود و باتلاقی
- شلاق خوردن
- شکست دادن
- صابون زدن
- لاشبرگ سطح جنگل
- مقاربت جنسی
- هوموس خام
- پاره کردن
- پرحرفی کردن
- چاک دادن
- چاک دامن 1
- چاک سینه
- چاک لباس
- چوبکاری کردن
- کم کردن
-
Show algorithmically generated translations
Automatic translations of "slash" into Persian
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
Translations with alternative spelling
Slash
-
اسلش
Slash (musician)
Phrases similar to "slash" with translations into Persian
-
هک اند اسلش
-
زراعت ابتدايي · زراعت نوبتی · كشاورزي بدوي
-
(عامیانه) عظیم · بریدن · بزرگ · بوتهبری · بی امان · تخفیف زیاد · جذاب · خوش قیافه · ستهم · شدید · شکافتگی · شگرف · پراشتیاق · پرحرارت · پرخشونت · پرشور · چاک لباس
-
ممیز
-
شاشیدن
-
(جامه) جیب شکافی · جیب اریب (وبی در)
-
کاج باتلاقی
-
دفع پسماند درخت
Add example
Add