Translation of "smoke" into Persian
دود, کشیدن, سیگار کشیدن are the top translations of "smoke" into Persian.
To inhale and exhale the smoke from a burning cigarette, cigar, pipe, etc. [..]
-
دود
nounvisible particles and vapour given off by burning material [..]
His rosy lips were blackened with heat, the smoke of gun powder.
لبان سرخ رنگش از شدت گرما سیاه شد، دود باروت.
-
کشیدن
verbto inhale and exhale smoke from a burning cigarette
It's against the rules to smoke at the office.
سیگار کشیدن در اتاق کار، خلاف مقررات است.
-
سیگار کشیدن
verbto inhale and exhale smoke from a burning cigarette
It's against the rules to smoke at the office.
سیگار کشیدن در اتاق کار، خلاف مقررات است.
-
Less frequent translations
- دود کردن
- dud
- چپق
- پیپ
- بخار
- ابر
- بخاری
- گاز
- سیگارکشیدن
- اندازه
- تاراندن
- درجه
- (با دود یا گاز و غیره) راندن
- (با دود) ضد عفونی کردن
- (با دود) لک کردن
- (برای حشره زدایی و غیره) دود دادن
- (به دخانیات) معتاد بودن
- (رنگ) دودی
- (سیگار و چپق و غیره) کشیدن 2
- (شیمی) تعلیق ذرات چیزی در گاز
- (قدیمی) مشکوک شدن
- (ماهی و غیره را) دودی کردن
- (مهجور) دست انداختن
- (نادر) دود و گرد و خاک هوا کردن (از شدت سرعت) 1
- ابر یابخار دود مانند
- استعمال دخانیات
- بخور دادن
- بو بردن 8
- بیرون کردن
- خاکستری تیره (smoked هم می گویند)
- دود بیرون دادن
- دود دادن
- دود دادن 5
- دود زده کردن 4
- دود متصاعد کردن 0
- سترون کردن (fumigate هم می گویند) 6
- سیگار کشی
- سیگاری بودن 3
- لک انداختن
- مسخره کردن
- هر چیز غیر واقعی یا کم اهمیت و زودگذر
- هر چیز مبهم کننده یا تار کننده
- وسیله ی استعمال دخانیات : سیگار
- وهم و خیال
- چپق کشی
- گاز آویزش
- گاز آویزی
- گریزاندن 7
-
Show algorithmically generated translations
Automatic translations of "smoke" into Persian
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
Translations with alternative spelling
London.
"Smoke" in English - Persian dictionary
Currently, we have no translations for Smoke in the dictionary, maybe you can add one? Make sure to check automatic translation, translation memory or indirect translations.
Images with "smoke"
Phrases similar to "smoke" with translations into Persian
-
دود و آینه
-
دودها
-
دودداده · دودی
-
آزادماهی دودی
-
پیپ
-
اتاق ویژه ی استعمال دخانیات
-
آتشنشانان · مامورين آتشنشاني جنگل · نگهبانهاي آتشنشاني · نگهبانهاي پیشگیری از آتشسوزی
-
انفيه · تنباكو · تنباكوي جويدني · توتون · سيگار · سيگارهاي برگ