Translation of "smoked" into Persian
دودداده, دودی are the top translations of "smoked" into Persian.
smoked
adjective
verb
grammar
Of food, preserved by treatment with smoke. [..]
-
دودداده
-
دودی
On the second day, about eight in the morning, a pillar of smoke left Maan.
صبح روز بعد، حوالی ساعت هشت صبح مشاهده کردیم که ازمعان دودی به هوا بلند شده است.
-
Show algorithmically generated translations
Automatic translations of "smoked" into Persian
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
Phrases similar to "smoked" with translations into Persian
-
دود و آینه
-
دودها
-
آزادماهی دودی
-
(با دود یا گاز و غیره) راندن · (با دود) ضد عفونی کردن · (با دود) لک کردن · (برای حشره زدایی و غیره) دود دادن · (به دخانیات) معتاد بودن · (رنگ) دودی · (سیگار و چپق و غیره) کشیدن 2 · (شیمی) تعلیق ذرات چیزی در گاز · (قدیمی) مشکوک شدن · (ماهی و غیره را) دودی کردن · (مهجور) دست انداختن · (نادر) دود و گرد و خاک هوا کردن (از شدت سرعت) 1 · dud · ابر · ابر یابخار دود مانند · استعمال دخانیات · اندازه · بخار · بخاری · بخور دادن · بو بردن 8 · بیرون کردن · تاراندن · خاکستری تیره (smoked هم می گویند) · درجه · دود · دود بیرون دادن · دود دادن · دود دادن 5 · دود زده کردن 4 · دود متصاعد کردن 0 · دود کردن · سترون کردن (fumigate هم می گویند) 6 · سیگار کشی · سیگار کشیدن · سیگارکشیدن · سیگاری بودن 3 · لک انداختن · مسخره کردن · هر چیز غیر واقعی یا کم اهمیت و زودگذر · هر چیز مبهم کننده یا تار کننده · وسیله ی استعمال دخانیات : سیگار · وهم و خیال · پیپ · چپق · چپق کشی · کشیدن · گاز · گاز آویزش · گاز آویزی · گریزاندن 7
-
پیپ
-
اتاق ویژه ی استعمال دخانیات
-
آتشنشانان · مامورين آتشنشاني جنگل · نگهبانهاي آتشنشاني · نگهبانهاي پیشگیری از آتشسوزی
-
انفيه · تنباكو · تنباكوي جويدني · توتون · سيگار · سيگارهاي برگ
Add example
Add