Translation of "sophistical" into Persian

سوفسطایی, سفسطه آمیز (sophistic هم می نویسند), ظاهرا منطقی و محتمل ولی باطنا غلط are the top translations of "sophistical" into Persian.

sophistical adjective grammar

Pertaining to a sophist or sophistry. [..]

+ Add

English-Persian dictionary

  • سوفسطایی

  • سفسطه آمیز (sophistic هم می نویسند)

  • ظاهرا منطقی و محتمل ولی باطنا غلط

  • Less frequent translations

    • وابسته به سفسطه بازی
    • وابسته به سوفسطایی ها
    • گول زننده
  • Show algorithmically generated translations

Automatic translations of "sophistical" into Persian

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

Phrases similar to "sophistical" with translations into Persian

  • (نادر) به کار بردن سفسطه یا روش های سوفسطایی · تهذیب · دنیا دوستی · رقیق سازی · زبان بازی · سفسطه · قاطی سازی · مغالطه · ناخالص سازی · ناسره سازی (رجوع شود به sophisticate) · پختگی · پیراستگی (رجوع شود به sophisticated) · کار کشتگی
  • پیشبرد یا اعتلای مدیریت مبتنی بر ارزش
  • حسابداری مدیریت پیشرفته
  • (یونان باستان) فیلسوف سوفسطایی · سفسطه باز · سفسطه گر · سوفسطائیگری · سوفیست
  • پیشرفته
  • (از نظر فکری و فرهنگی) پرمایه · (متن) دارای دست بردگی · آگاه · بافرهنگ · بامعرفت · تحریف شده · دستکاری شده · رقیق شده · عالمانه · فرهیخته · قاتی دار · مخدوش · مدغم · ناخالص · ناسره · ناناب · وارد · پخته · پرمغز · پیراسته · پیشرفته · پیچیده · چشم و گوش باز · چند جنبه ای · چیره دستانه · کارکشته
  • (متن را) دست بردن · از حالت طبیعی یا اولیه ی خود انداختن · از سادگی یا کم تجربگی درآوردن · تحریف کردن · تفسیر غلط کردن · رجوع شود به sophisticated · رقیق کردن · ساختگی کردن · غیر اصیل کردن · فرهیخته کردن · قاتی دار کردن · قلابی کردن · مخدوش کردن · مصنوعی کردن · ناخالص کردن · ناسره کردن · ناناب کردن · پخته کردن · پیشرفته کردن · پیچیده کردن · کار کشته کردن
  • (برخی دانشگاه های انگلیس) شاگرد · دانشجو · سفسطه باز · سفسطه گر
Add

Translations of "sophistical" into Persian in sentences, translation memory