Translation of "sparing" into Persian

بخشاینده (رجوع شود به spare), صرفه جو, مختصر are the top translations of "sparing" into Persian.

sparing adjective verb grammar

prudent and restrained in the use of resources; careful, economical or frugal [..]

+ Add

English-Persian dictionary

  • بخشاینده (رجوع شود به spare)

  • صرفه جو

  • مختصر

    which might very well have been spared

    که مختصر کردن آن به خوبی امکانپذیر بود

  • Less frequent translations

    • مقتصد
    • ناچیز
    • کم
    • کم مایه
  • Show algorithmically generated translations

Automatic translations of "sparing" into Persian

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

Phrases similar to "sparing" with translations into Persian

  • (وقت) آزاد 0 · ارزانی داشتن · اضافه · اضافه داشتن · اضافی · اعطا کردن · اندوختن · باز ایستادن · بخشیدن · بلاتکلیف گذاشتن · تحمیل نکردن · حشو · خودداری کردن · دادن · دریغ داشتن · راحت کردن · رجوع شود به spare part · زائد · زاپاس · زیادتی · زیاده · زیادی داشتن · صرفه جویی کردن · عفو کردن · غفلت کردن · فرو گذار کردن · فروگذاشتن · قصور کردن · لاغر · مازاد · مستثنی کردن · مضایقه کردن · معاف کردن · معطل گذاشتن · ناچیز · نکردن · کشیده اندام 1 · کم · کنار گذاشتن · کوتاهی کردن · کوچک · گذشت کردن · یدک · یدکی
  • زاپاس (چرخ)
  • اوقات فراغت
  • مشغولیت · کار · کار جزیی · کار ذوقی · کار فرعی
  • کار در ساعات فراغت
  • ساعات فراغت، اوقات آزادی، وقت آزاد
  • از هیچ تلاش یا هزینه ای فروگذار نکردن · سنگ تمام گذاشتن · کم نگذاشتن
  • آستین اوزمن اسپیر
Add

Translations of "sparing" into Persian in sentences, translation memory