Translation of "spark" into Persian
جرقه, اخگر, آییژ are the top translations of "spark" into Persian.
A small particle of glowing matter, either molten or on fire. [..]
-
جرقه
nounparticle of glowing matter
Then there you lie like the one warm spark in the heart of an arctic crystal.
در آن صورت شخص مثل یک جرقه گرم در دل بلور یخ آرام میگیرد.
-
اخگر
nounparticle of glowing matter
I think it will help spark a virtuous cycle of development
به اعتقاد من به اخگر چرخه پرخاصیت توسعه در سطح
-
آییژ
particle of glowing matter
-
Less frequent translations
- بلک
- شراره
- تحریک کردن
- جرقه زدن
- برق
- ذره
- برانگیختن
- ابیز
- چشمک
- درخشش
- نشانه
- صاعقه
- ایژک
- تابانیدن
- فروهر
- لخشه
- لخچه
- ژابیز
- انگیختن
- درخشیدن
- قوس
- طراوت
- شادابی
- کمان
- علامت
- (آمریکا - خودمانی - جمع با فعل مفرد - در کشتی)رادیوچی
- (قدیمی)
- (مجازی) اثر
- (مجازی) بانی شدن
- (مجازی) شراره کشیدن
- (مرد) عاشق
- ابیز کردن
- اخگر پراندن
- برق آبیز
- جرقه ی الکتریکی
- جوان خوش قیافه و متواضع
- خاطرخواه شدن
- خواستگاری کردن
- سر زندگی
- عاشق پیشه
- عشق بازی کردن
- متصدی رادیو
- موجب شدن
- کنشور کردن
-
Show algorithmically generated translations
Automatic translations of "spark" into Persian
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
Translations with alternative spelling
Scottish writer of satirical novels (born in 1918)
"Spark" in English - Persian dictionary
Currently, we have no translations for Spark in the dictionary, maybe you can add one? Make sure to check automatic translation, translation memory or indirect translations.
Images with "spark"
Phrases similar to "spark" with translations into Persian
-
(اسبابی که جلو فرا رفتن جرقه های آتش بخاری و غیره را می گیرد) اخگرگیر · جرقه گیر
-
شمع
-
(فرستنده های رادیویی قدیمی) اخگر فرست · فرستنده ی جرقه
-
اتاقک جرقه · دستگاه کشف ذرات اتمی · ذره یاب
-
اخگر افکن · بوبین جرقه
-
(عامیانه) آدم پر حرارت و پشتکار · (موتورهای درونسوز به ویژه اتومبیل) شمع · آتش پاره · اخگرزا · شمع
-
(فاصله ی میان دو الکترود که ممکن است مسیر جرقه بشود) اخگر شکاف · اسپارک گپ
-
برانگیختن · تحریک کردن · جرقه زدن