Translation of "spikes" into Persian

سنبلهها is the translation of "spikes" into Persian.

spikes verb noun

Plural form of spike. [..]

+ Add

English-Persian dictionary

  • سنبلهها

  • Show algorithmically generated translations

Automatic translations of "spikes" into Persian

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

Phrases similar to "spikes" with translations into Persian

  • (با نیزه یا هر چیز تیز) فرو کردن · (بچه ماهی از نوع maekerel) دارای درازای زیر شش اینچ 0 · (جمع) یک جفت کفش میخ دار · (خودمانی) مشروب الکلی افزودن (به چیزی) 5 · (در بالای نرده های فلزی یا غیره) سرنیزه · (سابقا) با فرو کردن میله در ته لوله ی توپ آن را از کار انداختن 3 · (میخ یا خار که با آن ریل راه آهن را به تراورس می کوبند) میخ راه آهن · (والیبال) آبشار زدن · (کفش زنانه) پاشنه ی بلند و تیز · (کفش های ورزشی و غیره) گلمیخ · (گندم و غیره) خوشه (ear هم می گویند) (رجوع شود به تصویر: inflorescence) · (گیاه شناسی) سنبله · آبشار · خار · خسک · خط انداختن · خنثی کردن · سنان · سوراخ کردن · سوراخ کردن 2 · عاطل و باطل کردن · عقیم گذاشتن · غیبه · ميخ · میخ · میخ بلند و سنگین · میخ دار کردن · میخ طویله · میله · هر چیز تیز و میخ مانند یا نیزه مانند (به ویژه شاخ صاف و تیز) · پاشنه نیزه ای (spike heel هم می گویند) · چوب لای چرخ گذاشتن 4 · گلمیخ زدن 1
  • برق گیر
  • (گیاه شناسی) استوقدس · استو خدوس (Lavandula latifolia)
  • پر طاووسی سنبلهای
  • برق گیر
  • خیش میخ دار · چنگک زمین خراش (با دندانه های تیز)
  • (با نیزه یا هر چیز تیز) فرو کردن · (بچه ماهی از نوع maekerel) دارای درازای زیر شش اینچ 0 · (جمع) یک جفت کفش میخ دار · (خودمانی) مشروب الکلی افزودن (به چیزی) 5 · (در بالای نرده های فلزی یا غیره) سرنیزه · (سابقا) با فرو کردن میله در ته لوله ی توپ آن را از کار انداختن 3 · (میخ یا خار که با آن ریل راه آهن را به تراورس می کوبند) میخ راه آهن · (والیبال) آبشار زدن · (کفش زنانه) پاشنه ی بلند و تیز · (کفش های ورزشی و غیره) گلمیخ · (گندم و غیره) خوشه (ear هم می گویند) (رجوع شود به تصویر: inflorescence) · (گیاه شناسی) سنبله · آبشار · خار · خسک · خط انداختن · خنثی کردن · سنان · سوراخ کردن · سوراخ کردن 2 · عاطل و باطل کردن · عقیم گذاشتن · غیبه · ميخ · میخ · میخ بلند و سنگین · میخ دار کردن · میخ طویله · میله · هر چیز تیز و میخ مانند یا نیزه مانند (به ویژه شاخ صاف و تیز) · پاشنه نیزه ای (spike heel هم می گویند) · چوب لای چرخ گذاشتن 4 · گلمیخ زدن 1
Add

Translations of "spikes" into Persian in sentences, translation memory