Translation of "spoiling" into Persian
آموزش ماساژ حاملگی, ضایعات, فساد are the top translations of "spoiling" into Persian.
spoiling
noun
verb
grammar
Present participle of spoil. [..]
-
آموزش ماساژ حاملگی
pampering
-
ضایعات
noun -
فساد
nounYou sure know how to spoil a girl.
تو مطمئنا مي دوني كه يه دختر رو چه طور به فساد بكشي
-
Show algorithmically generated translations
Automatic translations of "spoiling" into Persian
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
Phrases similar to "spoiling" with translations into Persian
-
(آمریکا) شغل های حساسی که در اختیار حزب برنده قرار می گیرد · (به کسی) رودادن · (در حفاری باستان شناسی و غیره)خاک و مواد زائد · (عیش و خوشی و غیره) به هم زدن · (قدیمی) چاپیدن · (قدیمی) چپاول · (معمولا جمع) غنیمت جنگی · (مهجور) صدمه · (گوشت یا میوه و غیره) خراب شدن یا کردن · آبگز شدن · از بین بردن · اشتباه کردن · بی نتیجه گذاردن · تاراج · تاراج کردن · تباه کردن · خراب شدن · خراب کردن · خسارت · دزدیدن · دستاورد جنگی (سرزمین یا ثروت و غیره) · زخمی کردن · زیان رساندن · ضایعات · غارت · غارت کردن · فاسد شدن یا کردن · فساد · لوس کردن · مرتکب خطا شدن · مزایای حزب برنده · معیوب سازی · منقص کردن · ناامید کردن · نازپرواندن · ناقص سازی · ننر بارآوردن · نوازش کردن · هیچ کردن · پوسیدن · پوشاندن · چپاول · گرفتار شدن · گندا شدن · گندیدن · یغما · یغما 0
-
(آمریکا) روش قبضه سازی مناصب حساس و پرسود توسط حزب برنده در انتخابات
-
غنيمت
-
خار و خاشاک معدن
-
تباه · خراب · لوس
-
غنيمت
-
(آمریکا) شغل های حساسی که در اختیار حزب برنده قرار می گیرد · (به کسی) رودادن · (در حفاری باستان شناسی و غیره)خاک و مواد زائد · (عیش و خوشی و غیره) به هم زدن · (قدیمی) چاپیدن · (قدیمی) چپاول · (معمولا جمع) غنیمت جنگی · (مهجور) صدمه · (گوشت یا میوه و غیره) خراب شدن یا کردن · آبگز شدن · از بین بردن · اشتباه کردن · بی نتیجه گذاردن · تاراج · تاراج کردن · تباه کردن · خراب شدن · خراب کردن · خسارت · دزدیدن · دستاورد جنگی (سرزمین یا ثروت و غیره) · زخمی کردن · زیان رساندن · ضایعات · غارت · غارت کردن · فاسد شدن یا کردن · فساد · لوس کردن · مرتکب خطا شدن · مزایای حزب برنده · معیوب سازی · منقص کردن · ناامید کردن · نازپرواندن · ناقص سازی · ننر بارآوردن · نوازش کردن · هیچ کردن · پوسیدن · پوشاندن · چپاول · گرفتار شدن · گندا شدن · گندیدن · یغما · یغما 0
-
(آمریکا) شغل های حساسی که در اختیار حزب برنده قرار می گیرد · (به کسی) رودادن · (در حفاری باستان شناسی و غیره)خاک و مواد زائد · (عیش و خوشی و غیره) به هم زدن · (قدیمی) چاپیدن · (قدیمی) چپاول · (معمولا جمع) غنیمت جنگی · (مهجور) صدمه · (گوشت یا میوه و غیره) خراب شدن یا کردن · آبگز شدن · از بین بردن · اشتباه کردن · بی نتیجه گذاردن · تاراج · تاراج کردن · تباه کردن · خراب شدن · خراب کردن · خسارت · دزدیدن · دستاورد جنگی (سرزمین یا ثروت و غیره) · زخمی کردن · زیان رساندن · ضایعات · غارت · غارت کردن · فاسد شدن یا کردن · فساد · لوس کردن · مرتکب خطا شدن · مزایای حزب برنده · معیوب سازی · منقص کردن · ناامید کردن · نازپرواندن · ناقص سازی · ننر بارآوردن · نوازش کردن · هیچ کردن · پوسیدن · پوشاندن · چپاول · گرفتار شدن · گندا شدن · گندیدن · یغما · یغما 0
Add example
Add