Translation of "squash" into Persian

کدو, اسکواش, له کردن are the top translations of "squash" into Persian.

squash verb noun grammar

(uncountable) A sport played in a walled court with a soft rubber ball and bats like tennis racquets. [..]

+ Add

English-Persian dictionary

  • کدو

    noun

    plant and its fruit of the genus Cucurbita

    isn't this squash? i didn't know it could taste like this

    آیا این کدو نیست؟ فکر نمیکردم همچین مزه ای بدهد

  • اسکواش

    یک صفحهٔ ابهامزدایی ویکیمدیا

    Do you play squash?

    آیا اسکواش بازی میکنی؟

  • له کردن

    verb

    I'll kill you as easily as are squash a bug.

    من مثل له کردن يه حشره مي کشمت

  • Less frequent translations

    • تلپ
    • چالاپ
    • چلاندن
    • چپاندن
    • ازدحام
    • فشردن
    • (انگلیس - مشروب دارای آب میوه و شکر و آب) اسکواش 2
    • (تحت فشار یا به خاطر افتادن و غیره) له شدن
    • (صدای خرد شدن یا له شدن - صدای راه رفتن در گل و لای) شلپ
    • (عامیانه - به طور قاطع) ساکت کردن
    • (نوعی بازی شبیه به تنیس) اسکواش
    • (گیاه شناسی) کدو (انواع گیاهان جنس Cucurbita از خانواده ی gourd)
    • به زور راه خود را باز کردن
    • تلپ تلپ کردن
    • جمعیت 0
    • خرد و خمیر
    • خرد و خمیر کردن
    • درهم شکستن
    • درهم کوبیدن
    • راکت اسکواش
    • سرکوب کردن
    • سرکوفت زدن
    • شلپ شلپ کردن
    • عمل له کردن
    • فشار آوردن
    • له شدگی
    • له و لورده کردن
    • متلاشی شدن
    • منفعل کردن
    • میوه ی خوراکی این گیاه : کدو
    • نوک کسی را چیدن
    • هر چیز له شده
    • کدوی رشتی
    • کوبیدن و خمیر کردن
    • گوی اسکواش 1
  • Show algorithmically generated translations

Automatic translations of "squash" into Persian

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

Images with "squash"

Phrases similar to "squash" with translations into Persian

  • (امریکا - کدوی بلوطی (نوعی کدوی زمستانی شیرین و حلوایی رنگ) کدوی حلوایی
  • گردن کج
  • کدوی زرد
  • کدو گردویی (کدوی کوچک و ناقوس شکل و صیقلی پوست که گوشت آن زرد است و در اول زمستان به دست می آید)
  • كدوحلوايي · کدوها
  • کدو
  • (نوعی کدو که پوست آن بسیار سخت و صاف است) کدومسمایی · کدو تابستانی
  • (گیاه شناسی) کدوی اسپاگتی (Cucurbita pepo که پس از پخته شدن رشته رشته می شود)
Add

Translations of "squash" into Persian in sentences, translation memory