Translation of "squashes" into Persian
کدوها, كدوحلوايي are the top translations of "squashes" into Persian.
squashes
verb
noun
Plural form of squash. [..]
-
کدوها
-
كدوحلوايي
-
Show algorithmically generated translations
Automatic translations of "squashes" into Persian
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
Phrases similar to "squashes" with translations into Persian
-
(امریکا - کدوی بلوطی (نوعی کدوی زمستانی شیرین و حلوایی رنگ) کدوی حلوایی
-
گردن کج
-
کدوی زرد
-
کدو گردویی (کدوی کوچک و ناقوس شکل و صیقلی پوست که گوشت آن زرد است و در اول زمستان به دست می آید)
-
کدو
-
(نوعی کدو که پوست آن بسیار سخت و صاف است) کدومسمایی · کدو تابستانی
-
(گیاه شناسی) کدوی اسپاگتی (Cucurbita pepo که پس از پخته شدن رشته رشته می شود)
-
(انگلیس - مشروب دارای آب میوه و شکر و آب) اسکواش 2 · (تحت فشار یا به خاطر افتادن و غیره) له شدن · (صدای خرد شدن یا له شدن - صدای راه رفتن در گل و لای) شلپ · (عامیانه - به طور قاطع) ساکت کردن · (نوعی بازی شبیه به تنیس) اسکواش · (گیاه شناسی) کدو (انواع گیاهان جنس Cucurbita از خانواده ی gourd) · ازدحام · اسکواش · به زور راه خود را باز کردن · تلپ · تلپ تلپ کردن · جمعیت 0 · خرد و خمیر · خرد و خمیر کردن · درهم شکستن · درهم کوبیدن · راکت اسکواش · سرکوب کردن · سرکوفت زدن · شلپ شلپ کردن · عمل له کردن · فشار آوردن · فشردن · له شدگی · له و لورده کردن · له کردن · متلاشی شدن · منفعل کردن · میوه ی خوراکی این گیاه : کدو · نوک کسی را چیدن · هر چیز له شده · چالاپ · چلاندن · چپاندن · کدو · کدوی رشتی · کوبیدن و خمیر کردن · گوی اسکواش 1
Add example
Add