Translation of "squeeze" into Persian
فشار, فشردن, چلاندن are the top translations of "squeeze" into Persian.
squeeze
verb
noun
grammar
(transitive) To put in a difficult position by presenting two or more choices [..]
-
فشار
nounI squeeze his arm again, then help him to his feet.
من دوباره بازویش را فشار میدهم و بعد کمکش میکنم تا از جایش بلند بشود.
-
فشردن
verbI made some soap by squeezing soap slivers together.
من با فشردن تکه ها صابون ، يه صابون جديد درست کردم.
-
چلاندن
-
Less frequent translations
- feshordan
- در آغوش گرفتن
- آغوش
- تنگنا
- بغل
- فشارش
- مضیقه
- افشردن
- شپیلیدن
- چپیدن
- کمداشت
- افشره
- چپاندن
- تنگدستی
- کمبود
- (از دو یا چند سو) فشار دادن
- (با فشار) خارج کردن
- (با فشار) داخل شدن
- (با فشار) داخل کردن
- (به کسی) چپاندن
- آب میوه
- اجحاف کردن
- اخاذی 0
- بغل کردن
- به زور گرفتن
- به سختی عبور کردن
- به هم فشردن
- تحت فشار قرار دادن
- تنه زدن
- تنگ کردن
- تنگی جا 2
- حمله دسته جمعی
- در تنگنا گذاشتن
- در مضیقه قرار دادن
- سوی دیگربردن
- فشار (به ویژه از چند سو)
- له کردن
- مقدار کم (که در اثر چلاندن به دست آید)
- ناگزیر کردن
- نقشه تهاجمی
- چند قطره 1
- چند چکه
-
Show algorithmically generated translations
Automatic translations of "squeeze" into Persian
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
Phrases similar to "squeeze" with translations into Persian
-
(بیس بال) توپ هوایی زدن (بازیکن بیس سوم فرصت پیدا کند که خود را به بیس آخر برساند) · اعمال فشار · حمله دسته جمعی · نقشه تهاجمی · وادارسازی
-
فِشارِش
-
بطری فشاری (بطری پلاستیکی که محتویات آن با فشار دادن به دیواره ی آن خارج می شود)
-
فشار بر قیمت تمام شده
-
بیرون آمدن
-
فِشارِش
-
فِشارِش
-
فِشارِش
Add example
Add