Translation of "stacked" into Persian

(امریکا - خودمانی - زن) دارای بقچه بندی خوب, پشته ای, کمی چاق ولی خوش هیکل are the top translations of "stacked" into Persian.

stacked adjective verb grammar

arranged in a stack [..]

+ Add

English-Persian dictionary

  • (امریکا - خودمانی - زن) دارای بقچه بندی خوب

  • پشته ای

    Pertaining to a type of layout consisting of a collection of “Row-Wise Groupings”. A stacked layout most resembles a form with name/value pairs (label, textbox).

  • کمی چاق ولی خوش هیکل

  • Show algorithmically generated translations

Automatic translations of "stacked" into Persian

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

Phrases similar to "stacked" with translations into Persian

  • اثر دودکش
  • (به ویژه تفنگ) چاتمه · (تقلب در بازی ورق) جور کردن 2 · (در انتظار اجازه ی فرود) در ارتفاعات متفاوت گشتن یا گرداندن · (عامیانه - معمولا با: of) یک عالمه · (غیر منصفانه یا غیر قانونی) هواداران خود را منصوب کردن (به کمیسیون یا هیات داوران و غیره) · (فرودگاه) هواپیماهایی که در انتظاراجازه ی فرود در حوالی فرودگاه می گردند · (معمولا جمع - کتابخانه یا کتاب فروشی) تاقچه · (هیزم یا کاه یا علف و غیره) کپه · (کامپیوتر) پشته · انباشتن · انباشته · توده · توده (معمولا مرتب روی هم چیده) · توده کاه · توده کردن · توده کردن یاشدن · خرمن · خیلی · داده های پشته شده 0 · دسته · دودکش · دودکش ساختمان · دودکش کشتی · رجوع شود به chimney · رجوع شود به smokestack · روی هم چیدن 1 · زیاد · سیل کلمات · سیلاب · فراوان · فراوانی · قفسه · پشته · پشته (معمولا به شکل مخروط) · پشته کردن (یا ساختن) · چاتمه زدن · چاتمه کردن · چینه · کومه · کوه · کوهستان · کوهستانی · کوهه · کپه کردن
  • انبار کردن · اندوختن · ذخیره کردن
  • سرریز پشته
  • ستون انباشته
  • کسر انباشته
  • پاشنه ی کفش چند رنگه
  • سرریز پشته
Add

Translations of "stacked" into Persian in sentences, translation memory