Translation of "stalk" into Persian

ساقه, ستاک, شلنگ are the top translations of "stalk" into Persian.

stalk verb noun grammar

The longish piece that supports the seed-carrying parts of a plant. [..]

+ Add

English-Persian dictionary

  • ساقه

    stem or main axis of a plant

    You can just cut down the entire stalk!

    تو مي توني کل ساقه رو با اين ببري!

  • ستاک

    noun

    stem or main axis of a plant

  • شلنگ

    noun

    stalked distractedly over bushes, and presided over this merry making with the spirit of a young female faun.

    بیپروا بیشهها را شلنگ زنان میپیمود، و بر این شادمانی با هیجانی که در خور یک الهه جوان مرغزارها است ریاست میکرد.

  • Less frequent translations

    • جولان
    • پایه
    • تیر
    • استاک
    • پوشال
    • فراگرفتن
    • کلش
    • پوست
    • (باریک) ستون
    • (به دشمن یا شکار) مخفیانه نزدیک شدن
    • (تداعی منفی) گسترش یافتن
    • (گیاه شناسی) ساقه
    • باغرور یا وقار گام برداشتن
    • تعقیب مخفیانه
    • جولان دادن
    • خف کردن
    • در کمین بودن
    • دم - رجوع شود به petiole و peduncle و pedicel
    • شایع شدن
    • شق راه رفتن
    • شق شق گام برداری
    • شلنگ انداختن
    • شلنگ اندازی
    • عرض اندام کردن
    • پاورچین رفتن
    • پاورچین روی
    • پاییدن از دور
    • کمین نشینی
    • کمین کردن
    • گام بلند یا غرور آمیز
    • گام های بلند برداشتن
    • یواشکی تعقیب کردن
  • Show algorithmically generated translations

Automatic translations of "stalk" into Persian

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

Images with "stalk"

Phrases similar to "stalk" with translations into Persian

  • دارای چشم پایه دار · پایه چشم (دارای چشمان سوار بر پایه مانند برخی خرچنگ ها)
  • (انتخابات)وسیله ی تفرقه ی آرای حریف · (مجازی) وسیله ی استتار · اسب یا هر چیز اسب مانند که شکارچی در پشت آن مخفی می شود · بهانه · دو به هم زن · مستمسک · نهانساز · پنهانگاه
  • دمبرگها · نيامهاي برگ
  • (زیست شناسی) ستاک زرده
  • فرار · میله
Add

Translations of "stalk" into Persian in sentences, translation memory