Translation of "stooling" into Persian

سرریشهزایی, خواباندن كپهاي are the top translations of "stooling" into Persian.

stooling noun verb grammar

The production of stool or feces; defecation. [..]

+ Add

English-Persian dictionary

  • سرریشهزایی

  • خواباندن كپهاي

  • Show algorithmically generated translations

Automatic translations of "stooling" into Persian

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

Phrases similar to "stooling" with translations into Persian

  • (به ویژه برای پلیس)جاسوس · (کبوتر یا پرنده ای که برای جلب کبوتران یا پرندگان دیگر به کار می رود) مرغ دام · خبررسان · خبرچین · خبرکش (stoolie هم می گویند) · مرغ گیرانداز · کبوتر دام
  • encopresis = گاهی اوقات بی اختیاری مدفوع یا کثیف شدن مدفوع نامیده می شود ، عبارت است از عبور مکرر مدفوع (معمولاً غیر ارادی) به لباس
  • صندلی کیفر (که سابقا بزهکاران را روی آن می نشاندند و دور شهر می گرداند تا مورد طعن و لعن مردم قرار گیرند)
  • (عامیانه) خبرکشی کردن · (کارکردن مزاج) یکدست · (گیاه) ریشه ی اصلی (که ریشه های فرعی از آن منشعب می شوند) · آبریزگاه · افسردگی · ان · بدار زدن · براز · بن درخت · بیخ گیاه · جاسوسی کردن · جوانه زدن · دلمردگی · رجوع شود به footstool · ریدن · ریشه · ساقه · سرافکندگی · سرریشه · سرگین · صندلی بی پشتی · صندلی مستراح فرنگی · عن · مبال · مدفوع · مرغ جاذب · مرغ گیرانداز · مستراح · پرنده ی بسته شده به این چوب · پهن · پیخال · چارپایه · چهارپایه · چوبی که برای جلب پرندگان دیگر یک پرنده به آن می بندند · کمد · ککه · گه · گیراندازی کردن
  • (اسکاتلند) صندلی گناهکار (که خطاکار را روی آن درصدر کلیسا می نشاندند و کشیش او را جلو همه سرزنش می کرد)
  • آزمایش مدفوع
  • صندلی غوطه (صندلی میخ شده به تخته ی درازی که تبهکاران را بر آن می نشاندند و آنها را در آب فرو می برند)
  • خواباندن كپهاي · سرریشهزایی
Add

Translations of "stooling" into Persian in sentences, translation memory