Translation of "stubbed" into Persian
(زمین) پراز بن درخت (که تنه ی آنها را بریده و برده اند), پهن, کنده مانند are the top translations of "stubbed" into Persian.
stubbed
adjective
verb
grammar
Simple past tense and past participle of stub. [..]
-
(زمین) پراز بن درخت (که تنه ی آنها را بریده و برده اند)
-
پهن
adjective -
کنده مانند
-
کوتاه
adjective
-
Show algorithmically generated translations
Automatic translations of "stubbed" into Persian
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
Phrases similar to "stubbed" with translations into Persian
-
(ته کنده ی درختان و غیره را از زمین) گردآوری کردن · (درخت) از بن زدن · (زمین را) از کنده پاک کردن · (علف هرزه و غیره) ریشه کن کردن · (قلم) سر پهن · (مداد یا سیگار و غیره) ته · (معمولا با: out) سیگار را خاموش کردن (با فشردن ته سیگار بر چیزی) · (پا به ویژه انگشت پا را تصادفا) به چیزی زدن 0 · (کوچک) برآمدگی · از بیخ بریدن (به طوری که ته کنده در زمین باقی بماند) · از ته کندن · از ریشه درآوردن · برجستگی · تنه ی درخت (که شاخ و برگ آن را بریده اند) · ته قبض · ته چک · سوش · قلمبه (شدگی) · میخ کوتاه و کلفت · کلفت نویس · کنده
-
خاموش کردن
-
ته قبض · ته چک · سوش · کچ هت
-
کچ هت
Add example
Add