Translation of "stump" into Persian
بن, ته, بیخ are the top translations of "stump" into Persian.
stump
Verb
verb
noun
grammar
The remains of something that has been cut off; especially the remains of a tree, the remains of a limb. [..]
-
بن
noun proper -
ته
nounthey were learning to pick up cigar stumps and smoke them
مثل آب خوردن فحش میدادند، ته سیگار جمع میکردند و میکشیدند.
-
بیخ
There was the comb I had contrived out of the stumps of the king's beard.
آن طرائف عبارت بود از شانهای که از موی بیخ ریش شاه ساخته بودم.
-
Less frequent translations
- منبر
- منقار
- (امریکا) سفر کردن و هر جا نطق سیاسی یا انتخاباتی کردن
- (خودمانی -جمع) پاها
- (عامیانه) گیج کردن
- از بیخ بریدن
- با گام های سنگین راه رفتن
- بن دم (که بقیه اش را بریده اند)
- بن کن کردن
- بیخ درخت (که پس از بریدن و بردن تنه در زمین باقی می ماند)
- ته دم
- جعبه صابون
- رجوع شود به stub 1
- سر درگم کردن 2
- سنگین افتادن
- صدای پا (به ویژه اگر سنگین باشد)
- قدم پرصدا
- مبارزه ی سیار انتخاباتی کردن 0
- محل ارائه ی نطق های سیاسی
- هاج و واج کردن
- هر چیز مانند بیخ درخت : ته دندان (که بقیه اش شکسته وافتاده است)
- کرسی خطابه
- کنده
- کنده یا بن درخت رااز زمین در آوردن
- گام سنگین
-
Show algorithmically generated translations
Automatic translations of "stump" into Persian
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
Images with "stump"
Phrases similar to "stump" with translations into Persian
-
کندههای درخت
-
تجهیزات پاکسازی زمین · دستگاههای درختکنی
-
بریده از بیخ
-
کنده
-
برداشتن کنده درخت
-
چاقوی کوتاه · کج بیل
-
کنده
Add example
Add