Translation of "stumps" into Persian

کندههای درخت is the translation of "stumps" into Persian.

stumps verb noun

(cricket) Plural form of stump. [..]

+ Add

English-Persian dictionary

  • کندههای درخت

    I spot two large wooden doors set in concrete in the middle of the ring of tree stumps.

    دو لنگه در چوبی بزرگ میبینم که وسط حلقه کندههای درخت، درون بتون نصب شدهاند.

  • Show algorithmically generated translations

Automatic translations of "stumps" into Persian

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

Phrases similar to "stumps" with translations into Persian

  • (امریکا) سفر کردن و هر جا نطق سیاسی یا انتخاباتی کردن · (خودمانی -جمع) پاها · (عامیانه) گیج کردن · از بیخ بریدن · با گام های سنگین راه رفتن · بن · بن دم (که بقیه اش را بریده اند) · بن کن کردن · بیخ · بیخ درخت (که پس از بریدن و بردن تنه در زمین باقی می ماند) · ته · ته دم · جعبه صابون · رجوع شود به stub 1 · سر درگم کردن 2 · سنگین افتادن · صدای پا (به ویژه اگر سنگین باشد) · قدم پرصدا · مبارزه ی سیار انتخاباتی کردن 0 · محل ارائه ی نطق های سیاسی · منبر · منقار · هاج و واج کردن · هر چیز مانند بیخ درخت : ته دندان (که بقیه اش شکسته وافتاده است) · کرسی خطابه · کنده · کنده یا بن درخت رااز زمین در آوردن · گام سنگین
  • تجهیزات پاکسازی زمین · دستگاههای درختکنی
  • بریده از بیخ
  • کنده
  • برداشتن کنده درخت
  • چاقوی کوتاه · کج بیل
  • (امریکا) سفر کردن و هر جا نطق سیاسی یا انتخاباتی کردن · (خودمانی -جمع) پاها · (عامیانه) گیج کردن · از بیخ بریدن · با گام های سنگین راه رفتن · بن · بن دم (که بقیه اش را بریده اند) · بن کن کردن · بیخ · بیخ درخت (که پس از بریدن و بردن تنه در زمین باقی می ماند) · ته · ته دم · جعبه صابون · رجوع شود به stub 1 · سر درگم کردن 2 · سنگین افتادن · صدای پا (به ویژه اگر سنگین باشد) · قدم پرصدا · مبارزه ی سیار انتخاباتی کردن 0 · محل ارائه ی نطق های سیاسی · منبر · منقار · هاج و واج کردن · هر چیز مانند بیخ درخت : ته دندان (که بقیه اش شکسته وافتاده است) · کرسی خطابه · کنده · کنده یا بن درخت رااز زمین در آوردن · گام سنگین
  • کنده
Add

Translations of "stumps" into Persian in sentences, translation memory