Translation of "stupidity" into Persian
حماقت, ابلهی, سفاهت are the top translations of "stupidity" into Persian.
stupidity
noun
grammar
(uncountable) The property of being stupid. [..]
-
حماقت
nounHe was in the habit of condoning her cruelty by the thought of her stupidity.
او را عادت بر این بود که سندلیاین زن را حمل بر حماقت و نادانیاش کند.
-
ابلهی
He is stupid, he can't disguise what he is doing;
او ابلهی بیش نیست و نمیتواند افکار خویش را پنهان کند.
-
سفاهت
noun
-
Less frequent translations
- کودنی
- جنون
- حرف یا عمل احمقانه
- کم هوشی
-
Show algorithmically generated translations
Automatic translations of "stupidity" into Persian
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
Phrases similar to "stupidity" with translations into Persian
-
ابله · ابلهانه · احمق · احمقانه · بی روح · بی شعور · حوله داغ · خر · خرفت · خسته کننده · خنگ · دبنگ · دخو · دیرآموز · منگ · نابخرد · نابخردانه · هالو · واژه ی حاکی از ناخشنودی یا طرد یا تنفر · پخمه · کسل کننده · کلیاوه · کم هوش · کند ذهن · کودن · گیج
-
ابله · حوله داغ · خر
-
من احمق نیستم
-
ابله · ابلهانه · احمق · احمقانه · بی روح · بی شعور · حوله داغ · خر · خرفت · خسته کننده · خنگ · دبنگ · دخو · دیرآموز · منگ · نابخرد · نابخردانه · هالو · واژه ی حاکی از ناخشنودی یا طرد یا تنفر · پخمه · کسل کننده · کلیاوه · کم هوش · کند ذهن · کودن · گیج
-
ابله · ابلهانه · احمق · احمقانه · بی روح · بی شعور · حوله داغ · خر · خرفت · خسته کننده · خنگ · دبنگ · دخو · دیرآموز · منگ · نابخرد · نابخردانه · هالو · واژه ی حاکی از ناخشنودی یا طرد یا تنفر · پخمه · کسل کننده · کلیاوه · کم هوش · کند ذهن · کودن · گیج
-
ابله · ابلهانه · احمق · احمقانه · بی روح · بی شعور · حوله داغ · خر · خرفت · خسته کننده · خنگ · دبنگ · دخو · دیرآموز · منگ · نابخرد · نابخردانه · هالو · واژه ی حاکی از ناخشنودی یا طرد یا تنفر · پخمه · کسل کننده · کلیاوه · کم هوش · کند ذهن · کودن · گیج
-
ابله · ابلهانه · احمق · احمقانه · بی روح · بی شعور · حوله داغ · خر · خرفت · خسته کننده · خنگ · دبنگ · دخو · دیرآموز · منگ · نابخرد · نابخردانه · هالو · واژه ی حاکی از ناخشنودی یا طرد یا تنفر · پخمه · کسل کننده · کلیاوه · کم هوش · کند ذهن · کودن · گیج
-
ابله · ابلهانه · احمق · احمقانه · بی روح · بی شعور · حوله داغ · خر · خرفت · خسته کننده · خنگ · دبنگ · دخو · دیرآموز · منگ · نابخرد · نابخردانه · هالو · واژه ی حاکی از ناخشنودی یا طرد یا تنفر · پخمه · کسل کننده · کلیاوه · کم هوش · کند ذهن · کودن · گیج
Add example
Add