Translation of "sturdiness" into Persian
ستبری, تنومندی, عزم are the top translations of "sturdiness" into Persian.
sturdiness
noun
grammar
The state or quality of being sturdy. [..]
-
ستبری
austere towers of steel and cement and limestone, sturdy as cliffs and delicate as silver rods.
برجهای زمخت از فولاد و سیمان و آهک، به ستبری صخره و به ظرافت میله نقره.
-
تنومندی
The last person they passed was a sturdy old gaffer clipping a hedge.
آخرین فردی که از کنارش گذشتند، روستایی پیر و تنومندی بود که دست به پرچین گرفتـه بـود.
-
عزم
-
بنیه قوی
-
Show algorithmically generated translations
Automatic translations of "sturdiness" into Persian
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
Phrases similar to "sturdiness" with translations into Persian
-
تنومند · خوب ساخت · خوش بنیه · رجوع شود به gid · زورمند · ستبر · قلچماق · قوی · محکم · مصمم · مقاوم · نیرومند · پر اراده · پردوام · پرطاقت
-
تنومند · خوب ساخت · خوش بنیه · رجوع شود به gid · زورمند · ستبر · قلچماق · قوی · محکم · مصمم · مقاوم · نیرومند · پر اراده · پردوام · پرطاقت
-
تنومند · خوب ساخت · خوش بنیه · رجوع شود به gid · زورمند · ستبر · قلچماق · قوی · محکم · مصمم · مقاوم · نیرومند · پر اراده · پردوام · پرطاقت
-
تنومند · خوب ساخت · خوش بنیه · رجوع شود به gid · زورمند · ستبر · قلچماق · قوی · محکم · مصمم · مقاوم · نیرومند · پر اراده · پردوام · پرطاقت
Add example
Add