Translation of "summons" into Persian

احضار, احضاریه, فراخوان are the top translations of "summons" into Persian.

summons verb noun grammar

A call to do something, especially to come. [..]

+ Add

English-Persian dictionary

  • احضار

    noun

    The peal which orders thedoctor for the dead to be summoned has already been rung.

    زنگی که دستور احضار طبیب اموات است زده شد.

  • احضاریه

    And that is why we have answered your summons, and come to avenge his death.

    و به همین دلیل ما به احضاریه شما پاسخ مثبت دادیم و اومدیم تا انتقام مرگ اونرو بگیریم.

  • فراخوان

    We rode as swiftly as we might when your summons came.'

    وقتی فراخوان تو رسـید بـا شتاب هر چه تمام راندیم.

  • Less frequent translations

    • فرمایش
    • (حقوق) حکم حضور در دادگاه
    • (عامیانه) خواست برگ به کسی دادن
    • احضار نامه
    • خواست برگ
    • پی فرست
    • پیشنهاد مزایده
  • Show algorithmically generated translations

Automatic translations of "summons" into Persian

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

Phrases similar to "summons" with translations into Persian

  • (برای شرکت در جلسه) فراخواندن · (به دادگاه) احضار کردن · بسیج کردن · جمع کردن · حکم احضار دادن · دعوت کردن · دنبال (کسی) فرستادن · فراخواستن · متمرکز کردن · پی فرستادن · گرد آوردن
  • احضار کننده
  • (برای شرکت در جلسه) فراخواندن · (به دادگاه) احضار کردن · بسیج کردن · جمع کردن · حکم احضار دادن · دعوت کردن · دنبال (کسی) فرستادن · فراخواستن · متمرکز کردن · پی فرستادن · گرد آوردن
  • (برای شرکت در جلسه) فراخواندن · (به دادگاه) احضار کردن · بسیج کردن · جمع کردن · حکم احضار دادن · دعوت کردن · دنبال (کسی) فرستادن · فراخواستن · متمرکز کردن · پی فرستادن · گرد آوردن
  • (برای شرکت در جلسه) فراخواندن · (به دادگاه) احضار کردن · بسیج کردن · جمع کردن · حکم احضار دادن · دعوت کردن · دنبال (کسی) فرستادن · فراخواستن · متمرکز کردن · پی فرستادن · گرد آوردن
  • (برای شرکت در جلسه) فراخواندن · (به دادگاه) احضار کردن · بسیج کردن · جمع کردن · حکم احضار دادن · دعوت کردن · دنبال (کسی) فرستادن · فراخواستن · متمرکز کردن · پی فرستادن · گرد آوردن
Add

Translations of "summons" into Persian in sentences, translation memory