Translation of "suppressant" into Persian
کاهنده, (به ویژه دارو) فرونشان are the top translations of "suppressant" into Persian.
suppressant
noun
grammar
A substance that suppresses. [..]
-
کاهنده
-
(به ویژه دارو) فرونشان
-
Show algorithmically generated translations
Automatic translations of "suppressant" into Persian
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
Phrases similar to "suppressant" with translations into Persian
-
دیود خنثی ساز ولتاژ گذرا
-
موقوف · موقوف شده
-
داروهای سرکوبگر سرفه
-
جلوگیری کننده · دافع · فرو نشاننده · مانع · موقوف سازنده
-
(روانکاوی) باز داری · خفه سازی · زدودگی (از ضمیر) · سرکوب · سرکوب شده · سرکوبی · فروداشت · فرونشانی
-
منع، جلوگیری
-
(از انتشار) جلوگیری کردن · (ترشح غده و غیره) سد کردن · (خبر و غیره) سرپوش گذاشتن · (رادیو - الکترونیک - به ویژه درمدار) پارازیت گیری کردن · (روانکاوی) سرکوفت کردن · (عمدا) از خاطر زدودن · بستن · بند آوردن · توقیف کردن · جلوی خود را گرفتن · حذف کردن · خاموش کردن · خفه کردن · خودداری کردن · درهم شکستن · ستردن · سرکوب کردن · فرو نشاندن · فروداشتن · فرونشاندن · ملغی کردن · منکوب کردن · موقوف کردن
-
آتشبر · فرونشانی آتش
Add example
Add