Translation of "suppressive" into Persian

دافع, مانع, جلوگیری کننده are the top translations of "suppressive" into Persian.

suppressive adjective grammar

That serves to suppress [..]

+ Add

English-Persian dictionary

  • دافع

  • مانع

    The government tried to suppress any information getting out of the hot zone.

    چون دولت ميخواسته مانع درز اطلاعات به بيرون از منطقه آلوده يشه

  • جلوگیری کننده

  • Less frequent translations

    • فرو نشاننده
    • موقوف سازنده
  • Show algorithmically generated translations

Automatic translations of "suppressive" into Persian

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

Phrases similar to "suppressive" with translations into Persian

  • دیود خنثی ساز ولتاژ گذرا
  • موقوف · موقوف شده
  • داروهای سرکوبگر سرفه
  • (به ویژه دارو) فرونشان · کاهنده
  • (روانکاوی) باز داری · خفه سازی · زدودگی (از ضمیر) · سرکوب · سرکوب شده · سرکوبی · فروداشت · فرونشانی
  • منع، جلوگیری
  • (از انتشار) جلوگیری کردن · (ترشح غده و غیره) سد کردن · (خبر و غیره) سرپوش گذاشتن · (رادیو - الکترونیک - به ویژه درمدار) پارازیت گیری کردن · (روانکاوی) سرکوفت کردن · (عمدا) از خاطر زدودن · بستن · بند آوردن · توقیف کردن · جلوی خود را گرفتن · حذف کردن · خاموش کردن · خفه کردن · خودداری کردن · درهم شکستن · ستردن · سرکوب کردن · فرو نشاندن · فروداشتن · فرونشاندن · ملغی کردن · منکوب کردن · موقوف کردن
  • آتشبر · فرونشانی آتش
Add

Translations of "suppressive" into Persian in sentences, translation memory