Translation of "suspenders" into Persian

(انگلیس) بند جوراب, بند شلوار, دوبنده شلوار are the top translations of "suspenders" into Persian.

suspenders noun grammar

(US) A pair of straps crossing one's shoulders and extending down to one's trousers, where a clip or button arrangement allows them to affix to the trousers, ensuring that they will not fall off. (UK) Braces. [..]

+ Add

English-Persian dictionary

  • (انگلیس) بند جوراب

  • بند شلوار

    The checkered pattern of that suspender recurred incessantly to his mind.

    نقش شطرنجی این بند شلوار پیوسته به ذهنش باز میآمد.

  • دوبنده شلوار

    straps worn over the shoulder to hold up trousers

  • Show algorithmically generated translations

Automatic translations of "suspenders" into Persian

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

Images with "suspenders"

Phrases similar to "suspenders" with translations into Persian

  • حبس تعلیقی
  • بند جوراب · بند شلوار · معلق
  • دروا، آونگان، معلق، آویزان
  • از کار معلق کردن
  • نفس حبس شده در سینه، نفس بند آمده
  • حیات معلق · دروایه زیستی · زیست دروایه
  • (از کار برای مدتی) منفصل کردن · (موقتا) اخراج کردن · (نادر) بلاتکلیف نگه داشتن · آونگان کردن یا شدن · آویختن · آویزان کردن · آگیشیدن · ایستاکردن · بازایستاندن · به تعلیق در آوردن · به تعویق انداختن · به حالت تعلیق درآمدن · تعطیل کردن · دروایه شدن · دروایه کردن · دلنگان کردن یا شدن · مانع شدن · متارکه کردن · متوقف کردن · محروم کردن · مسکوت گذاشتن · معلق بودن · معلق کردن · معوق کردن · منتظر خدمت کردن · ندرك راكيبً اتقوم · واپس انداختن · واپساندن · پادر هوا کردن یا شدن · پرداخت را متوقف کردن
  • (از کار برای مدتی) منفصل کردن · (موقتا) اخراج کردن · (نادر) بلاتکلیف نگه داشتن · آونگان کردن یا شدن · آویختن · آویزان کردن · آگیشیدن · ایستاکردن · بازایستاندن · به تعلیق در آوردن · به تعویق انداختن · به حالت تعلیق درآمدن · تعطیل کردن · دروایه شدن · دروایه کردن · دلنگان کردن یا شدن · مانع شدن · متارکه کردن · متوقف کردن · محروم کردن · مسکوت گذاشتن · معلق بودن · معلق کردن · معوق کردن · منتظر خدمت کردن · ندرك راكيبً اتقوم · واپس انداختن · واپساندن · پادر هوا کردن یا شدن · پرداخت را متوقف کردن
Add

Translations of "suspenders" into Persian in sentences, translation memory