Translation of "ticking" into Persian

علامت, متقال (راه راه), پارچه ی روتشکی are the top translations of "ticking" into Persian.

ticking noun verb grammar

A strong cotton or linen fabric used to cover pillows and mattresses. [..]

+ Add

English-Persian dictionary

  • علامت

    noun

    in which each child is expected to tick off chores.

    که در آن از هر فرزند خواسته میشود، وظایف خانگی خود را علامت بزند.

  • متقال (راه راه)

  • پارچه ی روتشکی

  • پارچه ی ضخیم و محکم ( برای روکش تشک و لحاف و بالش)

  • Show algorithmically generated translations

Automatic translations of "ticking" into Persian

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

Phrases similar to "ticking" with translations into Persian

  • خرمگس
  • كنههاي جانوري · متاستیگماتا · کنه
  • (حشره شناسی) کنه ی گوسفند (Melophagus ovinus)
  • (انگلیس - عامیانه) نسیه · (جانور شناسی) کنه · (دراصل) ضربه ی سبک · (زمان) گذشتن · (ساعت و غیره) تک تک کردن · (صدا) تک · (مجازی - مانند ساعت خوب و منظم) کار کردن · آن · این نشان : خ یا / (که هنگام بررسی یا توافق و غیره در جلو اقلام فهرست و غیره قرار می دهند) · با نشان تیک مشخص کردن · تک تک · تیک · تیک زدن (to check هم می گویند) · ثانیه · دم · دمک · رجوع شود به ticking · رو بالشی · رویه ی تشک · رویه ی متکا · زنش · ساس (ابر تیره ی Ixodoidea از راسته ی Parasitiformes) · سختترین مرحله · علامت · عمل کردن · لحظه · نوازش · پسادست · کنه · گذران کردن
  • برچسب علامت تیک
  • برشمردن
  • رجوع شود به Texas fever
  • (پزشکی) تب کنه ای
Add

Translations of "ticking" into Persian in sentences, translation memory