Translation of "tolerate" into Persian
تحمل کردن, تاویدن, رواداشتن are the top translations of "tolerate" into Persian.
tolerate
verb
grammar
To allow (something that one dislikes or disagrees with) to exist or occur without interference. [..]
-
تحمل کردن
verbI have tolerated your presence here long enough, Wickham.
به اندازه کافي حضورت در اينجا رو تحمل کردم ، " ويکهام ".
-
تاویدن
-
رواداشتن
-
Less frequent translations
- کاوستن
- (پزشکی) نسبت به چیزی حساسیت نداشتن
- ایستادگی کردن
- بردباری کردن
- تاب آوردن
- تاب تحمل (چیزی را) داشتن
- جایز شمردن
- جلو آمدن
- روا کردن
- رواداری کردن
- شکیبایی کردن
- لوطی گری کردن
- مجاز کردن
- مدارا کردن
- منتظر شدن
- منزل کردن
- ندیده گرفتن
- وفا کردن
-
Show algorithmically generated translations
Automatic translations of "tolerate" into Persian
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
Phrases similar to "tolerate" with translations into Persian
-
برای همسر عزیزم که رنج دوری من را به خاطر نوشتن این کتاب تحمل میکرد و در مواقعی که برای نوشتن کتاب در اتاقم را میبستم من را همراهی میکرد ( برایم چای می آورد )
-
تحمل به سيل
-
تحمل ايمني · تشكيل پادتن · خونكافت ايمني · رقابت ايمني · كارپروردگي ايمني · واكنشهاي ايمني · واكنشهاي ايمنيشناختي · پاسخ ایمنی
-
لمحت هدعاق
-
تحمل سايه
-
تحمل به بيماريها · مستعد عفونت · مقاومت به بیماری · مقاومت ميزبان به بيماريها
-
آسیبپذیری به گرما · تحمل گرما · حساسيت گرمایی · مقاومت به گرما · پايداری گرما
Add example
Add