Translation of "treated" into Persian

به مهمانی رفته, ثبت شد, لذت برد are the top translations of "treated" into Persian.

treated adjective verb

Simple past tense and past participle of treat. [..]

+ Add

English-Persian dictionary

  • به مهمانی رفته

  • ثبت شد

  • لذت برد

  • Less frequent translations

    • پردازش شده
    • کیف کرد
  • Show algorithmically generated translations

Automatic translations of "treated" into Persian

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

Phrases similar to "treated" with translations into Persian

  • (رفتن به رستوران یا سینما و غیره به طوری که هر کسی سهم خودش را بدهد) دونگی · دانگی
  • (با خرید) دل از عزا در آوردن 0 · (با کسی) تا کردن · (با: self-) برای خود خریدن · (به ویژه شیمی) افزودن · (در رستوران و غیره) خرج (دیگری یا دیگران را) دادن · (در رستوران) خوراک (که پول آن را دیگری داده است) · (معمولا با: of - به ویژه نگارش یا سخنرانی) پرداختن به · (معمولا با: with یا for) مذاکره کردن · (پزشکی) تیمار کردن · (چیزی را به چیز دیگر) اضافه کردن · بندهش · تصفیه (یا پرداخت یا هر عمل فنی لازم را) کردن · تلقی کردن · حظ · درباره ی چیزی بودن · درمان · درمان کردن · دعوت · رسیدگی کردن · رفتار كردن · رفتار کردن · زدن · سور دادن · عمل آوردن · عمل کردن · فرض کردن · فیض · لذت · مداوا کردن · مربوط بودن به · معامله کردن · مهمان کردن · مهمانی · پردازیدن · پرستاری کردن · چیز لذت بخش · کیف · گرفتن
  • (فلز کاری - فلز را گرم و سرد کردن به منظور تغییر دادن رسانایی آن و غیره) چاره کاری گرمایی کردن · گرم و سرد کردن
  • عملیات حرارتی
  • با خشونت یا ظلم رفتار کردن · بد رفتاری کردن · بدکار کردن
  • دشابیم نامرد لوئسم هک یکشرپ
Add

Translations of "treated" into Persian in sentences, translation memory