Translation of "turnkey" into Persian
زندانبان, (وابسته به این روش : مقاطعکار کارخانه و غیره را می سازد و ماشین و آلات را نصب می کند و به کار می اندازد و سپس تحویل می دهد)تمام کاری, آماده راه اندازی are the top translations of "turnkey" into Persian.
turnkey
adjective
verb
noun
grammar
ready to use without further assembly or test; supplied in a state that is ready to turn on and operate (typically refers to an assembly that is outsourced for manufacture) [..]
-
زندانبان
nounheld by Defarge's arm as he held by the turnkey's.
بازوی درفارژ را گرفت و دوفارژ بازوی زندانبان را.
-
(وابسته به این روش : مقاطعکار کارخانه و غیره را می سازد و ماشین و آلات را نصب می کند و به کار می اندازد و سپس تحویل می دهد)تمام کاری
-
آماده راه اندازی
در مورد محصولات یا کالا ها، محصولاتی که با حداقل میزان نصب و در سریع ترین زمان ممکن آماده استفاده می باشند
-
Less frequent translations
- کلید در دست
- کلیددار زندان
-
Show algorithmically generated translations
Automatic translations of "turnkey" into Persian
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
Add example
Add