Translation of "turnover" into Persian
دگرگونی, برگرداندنی, غلتاندن are the top translations of "turnover" into Persian.
turnover
adjective
noun
grammar
The act of overturning something [..]
-
دگرگونی
noun -
برگرداندنی
-
غلتاندن
-
Less frequent translations
- واژگونی
- برگرداندن
- تعویض کارکنان
- برگردان
- تغییر
- (در زمان معین) مقدار فروش
- تا کردنی
- تغییر عقیده (یا حزب یامسلک و غیره)
- رو گرد
- رو گشت
- زیر و رو سازی
- سرعت تجدید
- مقدار پول رد و بدل شده
- میزان تغییر در تعداد کارمندان (نسبت رفته ها به استخدام شده ها و مانده ها)
- میزان کاسبی
- وارون سازی
- پشت و رو سازی
- گردش کار
-
Show algorithmically generated translations
Automatic translations of "turnover" into Persian
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
Translations with alternative spelling
Turnover
-
گردش
nounNow we have forty staff and a turnover of just over two million.
ولی حالا حدود چهل کارمند و دو میلیون دلار پول در گردش دارم
-
جابجایی
-
تعداد استخدام در برابر استعفا و یا اخراج – بازده
-
گردش معاملات – کل فروش یک واحد اقتصادی
Phrases similar to "turnover" with translations into Persian
-
گردش نیروی کار
-
موقعیت دگرگونی
-
برگشت دارایی ثابت
-
نسبت گردش بدهکاران
-
دفعات گردش سرمایه
-
جابجایی کارکنان؛ گردش نیروی کار
-
داد و ستد – معامله- عملیات- واقعه مالی مراوده- تبادل- گردش معاملات
-
دفعات گردش سرمایه به کار رفته
Add example
Add