Translation of "undo" into Persian
گشودن, واچیدن, برطرف کردن are the top translations of "undo" into Persian.
undo
verb
noun
adjective
grammar
To reverse the effects of an action. syn. [..]
-
گشودن
verbYes, Gemma was right; he had got his life into a tangle that he would have hard work to undo.
آری، جما حق داشت؛ زندگیاش را چنان به گره انداخته بود که برای گشودن آن باید شدیداً تلاش میکرد.
-
واچیدن
-
برطرف کردن
verb
-
Less frequent translations
- محو شدن
- (بافتنی و غیره) شکافتن
- (مهجور) تفسیر کردن
- (چفت در یا گره و غیره را) باز کردن
- از راه به در کردن
- از هستی ساقط کردن
- باطل کردن
- بدبخت کردن
- به حالت اول برگرداندن
- تباه کردن
- جبران کردن
- خنثی کردن
- شرح دادن
- لغو عمل
- نابود کردن
- نیست کردن
- واکردن (در برابر: کردن do)
-
Show algorithmically generated translations
Automatic translations of "undo" into Persian
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
Translations with alternative spelling
Undo
+
Add translation
Add
"Undo" in English - Persian dictionary
Currently, we have no translations for Undo in the dictionary, maybe you can add one? Make sure to check automatic translation, translation memory or indirect translations.
Phrases similar to "undo" with translations into Persian
-
باز کردن · تباه سازی · خنثی سازی · سبب بدبختی · علت نابودی · عمل گشودن · فنا · نابودی · نیست سازی · وا کردن (واچیدن یا وا پیچیدن و غیره)
-
باز کردن · تباه سازی · خنثی سازی · سبب بدبختی · علت نابودی · عمل گشودن · فنا · نابودی · نیست سازی · وا کردن (واچیدن یا وا پیچیدن و غیره)
-
باز کردن · تباه سازی · خنثی سازی · سبب بدبختی · علت نابودی · عمل گشودن · فنا · نابودی · نیست سازی · وا کردن (واچیدن یا وا پیچیدن و غیره)
-
باز کردن · تباه سازی · خنثی سازی · سبب بدبختی · علت نابودی · عمل گشودن · فنا · نابودی · نیست سازی · وا کردن (واچیدن یا وا پیچیدن و غیره)
Add example
Add