Translation of "undoing" into Persian
نابودی, فنا, باز کردن are the top translations of "undoing" into Persian.
undoing
noun
verb
grammar
That which defeats. [..]
-
نابودی
nounIt'll be your undoing, Mulder.
این باعث نابودی تو میشه ، مولدر
-
فنا
-
باز کردن
verbHis room was so small that he could undo the latch without leaving the bed.
تمام اتاقش بهاندازهای بود که از تخت برنخاسته ممکن بود چفت در را باز کرد.
-
Less frequent translations
- تباه سازی
- خنثی سازی
- سبب بدبختی
- علت نابودی
- عمل گشودن
- نیست سازی
- وا کردن (واچیدن یا وا پیچیدن و غیره)
-
Show algorithmically generated translations
Automatic translations of "undoing" into Persian
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
Phrases similar to "undoing" with translations into Persian
-
(بافتنی و غیره) شکافتن · (مهجور) تفسیر کردن · (چفت در یا گره و غیره را) باز کردن · از راه به در کردن · از هستی ساقط کردن · باطل کردن · بدبخت کردن · برطرف کردن · به حالت اول برگرداندن · تباه کردن · جبران کردن · خنثی کردن · شرح دادن · لغو عمل · محو شدن · نابود کردن · نیست کردن · واچیدن · واکردن (در برابر: کردن do) · گشودن
-
(بافتنی و غیره) شکافتن · (مهجور) تفسیر کردن · (چفت در یا گره و غیره را) باز کردن · از راه به در کردن · از هستی ساقط کردن · باطل کردن · بدبخت کردن · برطرف کردن · به حالت اول برگرداندن · تباه کردن · جبران کردن · خنثی کردن · شرح دادن · لغو عمل · محو شدن · نابود کردن · نیست کردن · واچیدن · واکردن (در برابر: کردن do) · گشودن
-
(بافتنی و غیره) شکافتن · (مهجور) تفسیر کردن · (چفت در یا گره و غیره را) باز کردن · از راه به در کردن · از هستی ساقط کردن · باطل کردن · بدبخت کردن · برطرف کردن · به حالت اول برگرداندن · تباه کردن · جبران کردن · خنثی کردن · شرح دادن · لغو عمل · محو شدن · نابود کردن · نیست کردن · واچیدن · واکردن (در برابر: کردن do) · گشودن
Add example
Add