Translation of "up" into Persian
بالا, فراز, ابَر are the top translations of "up" into Persian.
Toward the top of. [..]
-
بالا
adverbaway from earth’s surface [..]
Tom climbed up the stairs to his apartment.
تام از پله ها تا خانه اش بالا رفت.
-
فراز
adverbaway from earth’s surface [..]
-
ابَر
away from earth’s surface [..]
-
Less frequent translations
- بُرز
- بر
- جلو
- برخاستن
- بلند
- بیدار
- آماده
- تمام
- کنار
- پیش
- برپا
- مثل
- روشن
- افزایش
- بیشتر
- بلندی
- زیادی
- کاملا
- مهیا
- هردو
- برانگیخته
- فرازی
- زبر
- مطلع
- تماما
- بالاسوی
- زبرین
- فرازین
- ازدیاد
- آگاه
- (امتیاز مسابقه و غیره) هریک
- (با فعل) خوب (انجام دادن و غیره)
- (بدون افزودن معنی خاص همراه برخی فعل ها به کار می رود) 9
- (به ویژه کامپیوتر) دایر
- (خودمانی) داروی مخدر
- (عامیانه) برخاستن
- (معمولا با: for) در معرض
- (معمولا با: to یا with) برابر
- آمفتامین (upper هم می گویند)
- افزوده
- بالا بردن
- بالا رفته
- برخاسته
- برپا شدن
- برین 4
- بلند شدن 3
- بلند کردن
- به بالا
- به بعد 5
- به سوی بالا
- به طرف بالا
- بیرون از بستر
- تزاید 1
- جلو 6
- داروی انگیزان 2
- در بالا
- در ترقی 0
- در حال انجام
- در حال روی دادن
- در حال شورش
- در حال قیام
- در صدر
- در هیجان
- درست 8
- رو به بالا
- رو به راه
- زیاد شده
- زیاد کردن
- سربالایی 0
- قرار است که 3
- مسلط بر 2
- مشغول کار
- هم تراز
- همانند 1
- پایان یافته
- یک سو 7
-
Show algorithmically generated translations
Automatic translations of "up" into Persian
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
Translations with alternative spelling
"Up" in English - Persian dictionary
Currently, we have no translations for Up in the dictionary, maybe you can add one? Make sure to check automatic translation, translation memory or indirect translations.
Initialism of [i]Upper Peninsula[/i]. [..]
"UP" in English - Persian dictionary
Currently, we have no translations for UP in the dictionary, maybe you can add one? Make sure to check automatic translation, translation memory or indirect translations.