Translation of "verified" into Persian
بازبینی شد, تصدیق شد are the top translations of "verified" into Persian.
verified
adjective
verb
grammar
Simple past tense and past participle of verify. [..]
-
بازبینی شد
-
تصدیق شد
-
Show algorithmically generated translations
Automatic translations of "verified" into Persian
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
Phrases similar to "verified" with translations into Persian
-
(حقوق) وارسی کردن · (دادخواهی) اثبات بعدی ادعای خود را تقبل کردن · (درباره ی صحت چیزی) تحقیق کردن · (سوگند را) تایید کردن · (کامپیوتر)درستی سنجی کردن · اثبات کردن · بحق دانستن · بررسی · به ثبوت رساندن · تأیید صحت · تایید کردن · تحقیق کردن · تصدیق کردن · درست داشت کردن · درست داشتن · راست داشت کردن · راست داشتن · راستیابی کردن · فرنودن · متعجب شدن
-
بازبین · بازبینی کننده · تصدیق کننده · ممیز
-
قابل تصدیق بودن
-
تحقیق کردن · تصدیق کردن- اثبات کردن
-
اثبات کردنی · تصدیق کردنی · درست داشت پذیر · درست داشتنی · راست یافت پذیر · قابل اثبات
-
(حقوق) وارسی کردن · (دادخواهی) اثبات بعدی ادعای خود را تقبل کردن · (درباره ی صحت چیزی) تحقیق کردن · (سوگند را) تایید کردن · (کامپیوتر)درستی سنجی کردن · اثبات کردن · بحق دانستن · بررسی · به ثبوت رساندن · تأیید صحت · تایید کردن · تحقیق کردن · تصدیق کردن · درست داشت کردن · درست داشتن · راست داشت کردن · راست داشتن · راستیابی کردن · فرنودن · متعجب شدن
-
(حقوق) وارسی کردن · (دادخواهی) اثبات بعدی ادعای خود را تقبل کردن · (درباره ی صحت چیزی) تحقیق کردن · (سوگند را) تایید کردن · (کامپیوتر)درستی سنجی کردن · اثبات کردن · بحق دانستن · بررسی · به ثبوت رساندن · تأیید صحت · تایید کردن · تحقیق کردن · تصدیق کردن · درست داشت کردن · درست داشتن · راست داشت کردن · راست داشتن · راستیابی کردن · فرنودن · متعجب شدن
-
اثبات کردنی · تصدیق کردنی · درست داشت پذیر · درست داشتنی · راست یافت پذیر · قابل اثبات
Add example
Add