Translation of "weariness" into Persian
خستگی, فرسودگی, تعب are the top translations of "weariness" into Persian.
weariness
noun
grammar
exhaustion, fatigue or tiredness [..]
-
خستگی
nounBut the bleached eyeball, the scar, and the familiar weariness of his expression were still the same.
اما کاسه خشکی چشم و اثر زخم صورت و خستگی چهره و اندام وی با پیش فرق نداشت.
-
فرسودگی
To move an inch further was a pain and weariness to will and limb.
حرکت کردن حتی به مقداری نـاچیز، تـوأم بـا رنج و موجب فرسودگی اراده و دست و پا بود.
-
تعب
-
هر چیز خسته کننده
-
Show algorithmically generated translations
Automatic translations of "weariness" into Persian
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
Phrases similar to "weariness" with translations into Persian
-
بیزار از زندگی · جان به لب رسیده · جهان بیزار · جهان خسته
-
بیزار
-
خسته کننده · ملالت انگیز
-
ازکار انداختن · بیزار · خسته · خسته شدن · خسته کردن · خسته کردن یا شدن · خسته کننده · درماندگی · زننده · سخت کار کردن · فرسوده · فرسوده شدن · فرسوده کردن · ملالت آور · ناخوشایند · وامانده · کسل · کسل شدن
-
ازکار انداختن · بیزار · خسته · خسته شدن · خسته کردن · خسته کردن یا شدن · خسته کننده · درماندگی · زننده · سخت کار کردن · فرسوده · فرسوده شدن · فرسوده کردن · ملالت آور · ناخوشایند · وامانده · کسل · کسل شدن
Add example
Add