Translation of "whiskered" into Persian
ریشو is the translation of "whiskered" into Persian.
whiskered
adjective
grammar
Possessed of whiskers; covered in bristles. [..]
-
ریشو
adjective
-
Show algorithmically generated translations
Automatic translations of "whiskered" into Persian
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
Phrases similar to "whiskered" with translations into Persian
-
ریش دوسوی چهره · ریش زیر بناگوش
-
یوهین شاربدار
-
بروت
-
بوفچه ریشبلند
-
(رادیو و الکترونیک) سیم نوک تیز و خم پذیر که به منظور اتصال به بلور (کریستال) نیمه هادی به کار گرفته می شود · سبیل گربه (نوعی سیم سر تیز و سفت) · سوزن بلور · سیم بلور گیر
-
(به اندازه ی) یک مو (whisker boom هم می گویند) · (قدیمی) رجوع شود به moustache · (گربه و شیر و غیره) سبیل · بروت · ته ریش · ریش · ریش (به ویژه ریش گونه ها) · زبر مو (vibrissa هم می گویند) · شارب · مقدار بسیار کم · ویسکر
Add example
Add