Translation of "whisper" into Persian
پچپچ, درگوشی, پچپچ کردن are the top translations of "whisper" into Persian.
whisper
verb
noun
grammar
The act of speaking in a quiet voice. [..]
-
پچپچ
act of speaking in a quiet voice
Some who stood a little way off smiled furtively, and talked in whispers.
عدهای که در عقب بودند آهسته میخندیدند و پچپچ میکردند.
-
درگوشی
act of speaking in a quiet voice
A whisper here, an insinuation there, and they fled like startled birds.
یک حرف درگوشی اینجا و یک کنایه آنجا کسانی بو دکه آنها را مثل دستهای پرنده رمیده بپراند.
-
پچپچ کردن
to talk in a quiet voice
nobility was the first to whisper something to the judge with the indolent face.
نمایندهٔ نجبا چند کلمهایبا دادرس بی حال پچپچ کرد.
-
Less frequent translations
- نجوا
- زمزمه
- سر
- شایعه
- در گوشی حرف زدن
- زمزمه کردن
- شایع شدن یا کردن
- محرمانه یا مخفیانه صحبت کردن
- نجوا کردن
- هر صدای پچ پچ مانند (مانند صدای برگ درختان در نسیم)
- هر چیزی که نجوا شود
- پچ پچ
- پچ پچ کردن
-
Show algorithmically generated translations
Automatic translations of "whisper" into Persian
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
Phrases similar to "whisper" with translations into Persian
-
(به ویژه در امور سیاسی) مبارزه از راه شایعه پراکنی · پیکار از راه نجوا
-
بد گو · غیبت کن · نجوا کن
-
زمزمه · زمزمه کننده (whispery هم می گویند) · شایعه · عمل نجوا کردن · نجوا · نجوا کننده · پچ پچ
-
نجوای روی صحنه (که تماشاگران هم آن را می شنوند)
-
زمزمه · زمزمه کننده (whispery هم می گویند) · شایعه · عمل نجوا کردن · نجوا · نجوا کننده · پچ پچ
-
زمزمه · زمزمه کننده (whispery هم می گویند) · شایعه · عمل نجوا کردن · نجوا · نجوا کننده · پچ پچ
Add example
Add