Translation of "whisperer" into Persian
بد گو, غیبت کن, نجوا کن are the top translations of "whisperer" into Persian.
whisperer
noun
grammar
Someone who whispers. [..]
-
بد گو
-
غیبت کن
-
نجوا کن
So I leaned in close that he can whisper and he said to me...
برای همین نزدیکش خم شدم و تونست در گوشم نجوا کنه
-
Show algorithmically generated translations
Automatic translations of "whisperer" into Persian
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
Phrases similar to "whisperer" with translations into Persian
-
(به ویژه در امور سیاسی) مبارزه از راه شایعه پراکنی · پیکار از راه نجوا
-
زمزمه · زمزمه کننده (whispery هم می گویند) · شایعه · عمل نجوا کردن · نجوا · نجوا کننده · پچ پچ
-
نجوای روی صحنه (که تماشاگران هم آن را می شنوند)
-
در گوشی حرف زدن · درگوشی · زمزمه · زمزمه کردن · سر · شایع شدن یا کردن · شایعه · محرمانه یا مخفیانه صحبت کردن · نجوا · نجوا کردن · هر صدای پچ پچ مانند (مانند صدای برگ درختان در نسیم) · هر چیزی که نجوا شود · پچ پچ · پچ پچ کردن · پچپچ · پچپچ کردن
-
زمزمه · زمزمه کننده (whispery هم می گویند) · شایعه · عمل نجوا کردن · نجوا · نجوا کننده · پچ پچ
-
زمزمه · زمزمه کننده (whispery هم می گویند) · شایعه · عمل نجوا کردن · نجوا · نجوا کننده · پچ پچ
-
در گوشی حرف زدن · درگوشی · زمزمه · زمزمه کردن · سر · شایع شدن یا کردن · شایعه · محرمانه یا مخفیانه صحبت کردن · نجوا · نجوا کردن · هر صدای پچ پچ مانند (مانند صدای برگ درختان در نسیم) · هر چیزی که نجوا شود · پچ پچ · پچ پچ کردن · پچپچ · پچپچ کردن
Add example
Add