Translation of "wholeness" into Persian

تمامیت, درستی, یگانگی are the top translations of "wholeness" into Persian.

wholeness noun grammar

The quality of something considered as a whole. [..]

+ Add

English-Persian dictionary

  • تمامیت

    For it would seem that we write, not with the fingers, but with the whole person.

    زیرا چنین مینماید که ما نه با انگشتان بلکه با تمامیت شخصیت خود مینویسیم.

  • درستی

    noun

    That was a good bit of work on the whole his eight children.

    به طور کلی این کار درستی بود؛ داشتن هشت بچه.

  • یگانگی

    noun

    Thus, by the great friendship of the secretary, the whole affair was compromised.

    بدینسان از برکت دوستی و یگانگی جناب منشی کار یکسره شد.

  • Less frequent translations

    • واحد
    • تمامی
    • بی عیبی
  • Show algorithmically generated translations

Automatic translations of "wholeness" into Persian

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

Phrases similar to "wholeness" with translations into Persian

  • (امریکا - در کنگره و مجلس های ایالتی) هیئت همگانی (که شامل کلیه ی نمایندگان می شود)
  • (ریاضی) عدد صحیح · شمار درست (integer هم می گویند) · عدد تام · عدد درست · عدد صحیح · چیز درست
  • غلات سبوس دار · غلات کامل
  • با خلوص نیت · با دست و دل پاک · شجاع · صمیمی · غیر عاشق · فارغ از عشق · نترس · پردل
  • گندم خالص (بدون افزودگی یا کاستگی) · گندم ناب
  • رجوع شود به wholehearted
  • بصورت یک کل واحد، در قالب یک کلیت واحد و نه متشکل از اجزای جداگانه
  • (از) هر جهت · (از) هر نظر · (ریاضی) صحیح · (قدیمی - زخم) التیام یافته · از همه جهت · بسیار · بی آسیب · بی صدمه · بی عیب · بی نقص · بی کم و کاست · تام (integral هم می گویند) · تمام · تمام و کمال · تماما · تنی (در برابر: ناتنی -step) 0 · جمیع · جوش خورده · خالص · خوب شده · خوش بنیه · درست · درسته · دست نخورده · سازمان کامل · سازگان · سالم · سر جمع · سراسر · عمده · قلمب · قلمبه · كارخانه · كامل · متفق القول · مجموع · مجموعه · مجموعه ی کامل 1 · ناب · هرگونه · هم رای · همه · همه چیز · همه ی جنبه ها · همگی · واحد · پر · کامل · کل · کلیه · یک تکه · یکان · یکسره
Add

Translations of "wholeness" into Persian in sentences, translation memory