Translation of "ada" into Persian

بودن, وجود, ایجاد کردن are the top translations of "ada" into Persian.

ada verb
+ Add

Indonesian-Persian dictionary

  • بودن

    verb

    Saya merasa tidak ada alasan untuk saya perhatikan dan saya pergi.

    من هيچ دليلي براي دلواپس بودن نديدم و رفتم.

  • وجود

    noun

    Ada pulau di laut.

    در دریا جزیره هایی وجود دارند.

  • ایجاد کردن

    verb

    Depresi Besar tidak ada artinya dalam perkembangan eksponansial ini.

    رکود بزرگ کوچکترین خللی در این رشد نمایی ایجاد نکرد.

  • Less frequent translations

    • داشتن
    • در تصرف داشتن
    • زیست کردن
    • زیستن
    • سبب شدن
    • فرتاش
    • مال خود دانستن
    • متصرف بودن
    • متصرف شدن
    • مخلوق
    • موجود
    • موجود بودن
    • موجود زنده
    • موجودیت
    • هست
    • وجود دارد
    • وجود داشتن
    • وقوع وتکرار
  • Show algorithmically generated translations

Automatic translations of "ada" into Persian

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

Phrases similar to "ada" with translations into Persian

  • بس · بس بودن · بسنده · بسنده بودن · به اندازه · به اندازه کافی · بیش ازاندازه · خیلی · زیاد · سرشار · فراخ · فراوان · مساوی · نسبتا · وافر · پربار · کافی · کافی بودن · کفایت کردن
  • آبستنی · باروری
  • معادله حالت
  • ریزحالت
  • ابداع کردن · اختصاص دادن · اداره کردن · ایجاد کردن · برقرار کردن · تشکیل جلسه دادن · جمع کردن · داشتن · دورهم جمع شدن · سبب شدن · مال خود دانستن · مهندسی کردن · گردآمدن
  • فرتاش · مخلوق · موجود زنده · موجودیت · وجود · وقوع وتکرار
  • حالت دایمی
  • وقت طلاست
Add

Translations of "ada" into Persian in sentences, translation memory