Translation of "berkumpul" into Persian
انباشتن, انجمن کردن, جمع شدن are the top translations of "berkumpul" into Persian.
berkumpul
-
انباشتن
verb -
انجمن کردن
verb -
جمع شدن
verbTak ada yang menghangatkan hati selain keluarga yang berkumpul kembali.
هيچ چيزي به اندازه خانواده اي که دوباره دور هم جمع شدن به آدم روحيه نميده.
-
Less frequent translations
- سوار کردن
- صف بستن
- متراکم شدن
- همکاری کردن
- گرد آمدن
- گرد کردن
- گردآمدن
-
Show algorithmically generated translations
Automatic translations of "berkumpul" into Persian
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
Phrases similar to "berkumpul" with translations into Persian
-
کلکسیون قانون
-
اجتماع · ازدحام · استحکام · انباشتگی · انبوه مردم · انجمن · بخش · برج · توده · توده کاه · ثبات · جمعیت · خدم وحشم · دسته · دودکش · دوستان · رسته · زیاد · سازگاری · سیل کلمات · سیلاب · شلوغی · صورت فلکی · فراوان · فراوانی · محیط · مختصر · مزرعه اشتراکی · مقوله · ملت زمین · ملتزمین · ناوگان · همراهان · کلکسیون · کوه · کوهستان · کوهستانی · گروه
-
زندگی بدون ازدواج
-
سندیکا
-
انجمن کردن · جمع شدن · سوار کردن · گردآمدن
-
کلکسیون لیست امن
-
انباشتن
-
انجمن کردن · جمع شدن · سوار کردن · گردآمدن
Add example
Add